{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میگم دلبر...داشتم استوری یکیو میدیدم...تولد دلبرش بود...ن

میگم دلبر...داشتم استوری یکیو میدیدم...تولد دلبرش بود...نمیدونی چه اهنگی براش خونده بود ک...چشماش برق میزد...لبخنداش عمیق و از ته دل بود...انگار ک خدا بهش بهترین هدیه دنیارو داده...اصن هرکی میدیدش دلش از اون دلبرا میخاس...:)
میگم دلبر...بهش حسودیم شد...به خودش نه ها...به دلبرش که همچین کسیو داره...اخه منوتو ک خوب میدونیم اون لبخندا،اون برق نگاه،اون شادی مضاعف فقط برا یکیه...
میگم دلبر...بهش حسودیم شد...چون تو کل زمانی ک بودی یبارم ک شدع برق نگاهت مختص من نبود:)...یبارم ک شدع واسه من نخوندی...میدونم...میدونم مال من نبودی ولی...ولی حداقل یبارم ک شدع واسه خاطر دل نازک نارنجیع من ک میتونسی فیلم بازی کنی...ینی نمیتونسی؟!:)
میگم دلبر...بااینک هیچوق برام نبودی...ولی بازم عین این احمقای بی مغز دلم برات تنگ میشع:)...خنگم دگ نمیفمم مال من نمیشی...
میگم دلبر...حالا ک پیش دلبرتی...اونم همون کارایی ک من برات میکردم انجام میدع؟!:)...اونم برات میمیرع؟!:)
#Aram

#خاص #زیبا #جذاب #قشنگ
دیدگاه ها (۱)

👑The dance of fractured harmonies 🦋Part ¹«فرانسه ، اواخر قرن...

KIM V

#سناریو°•○●~ وقتی یه پسر جوون بهتون نزدیک میشه و نخ میده~ نا...

سناریو

یادمه میگفت..خوشبحالم ..که یه همچین عاقایی دارم..که به جز من...

بهش دل بستم نه ميتونم صداش كنم نه دركنارش باشم.اون كجا من كج...

پارت 2دانیال ک تا الان ساکت بود گفت : من ی فکری دارمنفس : چی...

#پارت۴#رمان#رمان_عاشقانه#رمان_بزرگسالقلبم تن تن میزد  لعنتی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط