{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در لابه لای دلشوره ها و ترس هایم،

در لابه لای دلشوره ها و ترس هایم،
لب پرتگاه ایستاده ام..
میدانم دستم را نمیگیری..
فقط محض رضای خدا.. پرتم نکن...!!
دیدگاه ها (۲)

حـقـیـقـت دارد! کافـی سـت چــمـدانهــایــت را ببــندی تــا ح...

من می روم! تو می مانی با دنیایی از خاطرات... راستی آن روز که...

باران...! یاداور تلخ روزهای نبودنت, من وچترمو جای.... تو

بس کن سآعت.... دیگر خسته شده ام.... آره مَن کم آورده ام.... ...

کارگاه #مهارت_مبارزه_با_غم ۲۹در پادکست بیست و نهم می‌شنوید:•...

کارگاه #مهارت_مبارزه_با_غم ۲۹در پادکست بیست و نهم می‌شنوید:•...

the hardeat way ۸

#برای چشمانی که روزگاری دنیای من بود…این چشم‌ها… چقدر دوستشا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_34با دیدن من اخمی بین ابرو ه...

کپشننن مهمهه😈🎀پارت چهل عروسک من😈🔞رفت سمتی که پشت سرش راه افت...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p36همین که خواست از روی یه ریشه‌ی بزرگ رد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط