{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏هیچوقت فکر نمیکردم اینو بگم

‏هیچوقت فکر نمیکردم اینو بگم
ولی به یه شکست کامل نیاز دارم ؛
شکستی که منو کاملا از پا درآره و دیگه نتونم بلند شم ؛
شکستی که باعث شه تموم شم ؛ خسته شدم از معلق موندن بین شدن و نشدنِ اون چیزی که باید بشه :))!




#مکتوباا
دیدگاه ها (۱۶)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_91لباس مشکی رنگ کوتاهی که قس...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁶رینا: مال خودم.جونکوک:...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣۳۱🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)ولی کاملا اشتباه فکر م...

Do I love him, or do I hate him?P:¹³وقت رفتن بود واسه آخرین ...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

خاطرات ناتمامPart3(Soyi)تا به حال تا این حد بهش نزدیک نبودم....

پارت ۷ویو سوهی*بعد از گذشت ۵ ساعت خوابیدن بیدار شدم و دیدم ک...

گوهر مارگارتا قسمت 5 از زبان نیکولاس اه آه آه ( نفس نفس زدن ...

پارت ۲ ویو ا.ت بعد از تماس سومین حس میکردم تمام حسی که به جی...

غر غر می‌کرد همین باعث شد سانزو از خواب بیدار بشه. و قهقه ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط