وقتی که پرنسسم خوابه

کوک ات رو فرستاد کانادا
کوک بعد از یک هفته برگشت کره

_کوک فرستادیش؟
♛اره تهیونگ انجام دادم،ته چرا فرستادیش رفت؟
_چون نگاهش نفرت امیز بود اون منو دوست نداشت.. منم اون رو برای اینکه دشمنم رو گیر بندازم گرفتم ولی انگار روز به روز عاشقش میشدم پس بهتر بود دیگه تمومش کنیم
♛ولی ته بهتر نبود اول بهش میگفتی؟
_میگفتم که مطمئن بشم که دوستم نداره؟
♛ته توی این یه هفته هیچی نخوردی
-میل ندارم کوک
#یونگی
#ته داری خودتو اذیت میکنی بس کن باشه؟
_من به خاطر اون ناراحت نیستم
♛مثل چی دروغ داری میگی😑

بعد از یکسال

حال تهیونگ خیلی بهتر شده بود افسردگیش داشت بهتر میشد که...




بی پایین




پایین تررر😜








که یکی زنگ زد به گوشیش
_بله؟
~کیم واقعا دختر بدی داری
+کمکککککک
_صدای اته؟
~نه معلومه هنوز دوسش داری حتی صداشم میشناسی اونم بعد از یکسال افرین ، ات تهیونگته
+تهیونگگگ ترو خدا بیا کمکککک (گریه)
_ات ، ات نگران نباش باشه؟
+ترو خداا...
~خب دیگه بسه ببندینش .. خب کجا بودیم کیم؟
_فقط بگو چی میخوای
~کل ثروتت و جونت .
_باشه فقط باهاش کاری نداشته باش
~اوه اوه چه عاشقانه
♛ته کیه؟
_ادرست رو بده
~اممم اینجوری که حال نمیده ببا پیدام کن
_عوضی
~گوشی رو قطع میکنه
_عوضی
........
دیدگاه ها (۰)

این رمان ماله من نیس ماله دوستمه ایدیش @hstyg80

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۸۵ | یه حس عجیب وس...

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

مهمونی خطرناکپارت=15ویو ات:به جونگ کوک گفتم لباسشو عوض کنه و...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

قسمت ۱۰ «ات» با شنیدن این حرف، خنده‌ی کوتاهی کرد و ابرویی با...

₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟐 ⊹˚₊𐙚🎀💗 ویو آت | تماس تصویری با جیا ...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط