part27

part27
Daddy fucker vahshim🥑

*دختره ی هرزه قطع کرد...اشکالی نداره کاری میکنم از چشم کوک بیفتی...*نیش خنده*
...
+کوک!
-هوم
+بیدار شو کارت دارم
-چیه بگو میشنوم
+جیمین بهم زنگ زد
-چی برای چی زنگ زد با من کار داشت؟
+نه
-پس چی؟
+زنگ زد بگه که...
-چی بگه؟
+بهم گفت که من ماله اون میشم
-وای بازم شروع شد فک کنم تمومی نداره
+چیکار کنیم الان؟
-نمیدونم...ا/ت
+بله
-تو اصلا از خونه بیرون نمیای هرکی بهت زنگ زد بهم میگی هرچی شد بهم میگی
+باشه... تو الان کجا میخای بری؟
-من میرم با هیونگ یه کاری دارم
+باشه صبحانه چی؟
-نمیخورم گشنم نیست
+باشه
-ا/ت
+بله
-از عمارت بیرون نمیری باشه
+گفتم که باشه
-هرکی در زد درو باز نمیکنی
+باشه برو دیرت نشه
-باشه خدافظ
+خدافظ...
...
ویو کوک
خدایا زیبایی ا/ت چشم همه رو کور کرده چیکار کنم کسی دنبال ا/ت نیفته...بزار به هیونگ زنگ بزنم...
...
-الو...سلام هیونگ
×سلام داداش بله چی شده؟
-بیا جایی که برات ادرس میفرستم
×باشه...چیزی شده؟
-دباره شروع شد
×چی؟
-بازم یکی ا/ت رو میخاد
×کی؟
-جیمین
×چی!اما جیمین که رفیقت بود
-من اشتباه کردم نباید بهش اعتماد میکردم
×خب حالا چیکار کنیم میخای برم یه تیر داخل مغزش خالی کنم؟
-نه نه لازم نیست کسی رو بکشیم با حرف زدن حلش میکنیم
×باشه...اددرس رو بفرستن دارم میام
-باش... خدافظ
×خدافظ
...
ویو ا/ت
بزار به مسن سو زنگ بزنم بیاد پیشم...
...
+الو...سلام مین سو
مین سو:سلام جونم کاری داری؟
+میای پیشم؟
مین سو:اره کجایی؟
+عمارت
مین سو:باشه الان میام
+باشه خدافظ
مین سو:خدافظ
...
ویو جیمین
میدونم که الان کوک روانی شده و میخاد یه جوری با حرف زدن حلش کنه...من یه جوری وانمود میکنم که دیگه ا/ت رو نمیخام بعد با کارام ا/ت رو از چشم کوک میندازم کاری میکنم که کوک از ا/ت جدا شه...
...
*مین سو رفت پیش ا/ت و ا/ت همه چیو بهش گفت*
...
مین سو:الان میخای چیکار کنی؟
+نمیدونم...
مین سو:تو بشین من برم قهوه بیارم بخوریم
+باشه...عه گوشیم داره زنگ میخوره نکنه جیمینه...
+الو بله؟
ناشناس:جیمینم
+چیه
ناشناس:نکنه شمارمو سیو نکردی
+چرا باید سیو کنم
ناشناس:برای اشنایی بیشتر
+لازم نکرده حرفتو بزن
ناشناس:میدونم کوک الان داره میاد پیشه من بهش بگو که نیاد من سربسرش گزاشتم
+منظورت چیه؟
ناشناس:یعنی که من تورو نمیخام
+امروز صبح زنگ زدی که مو مسخره کنی؟
ناشناس:خواستم شوخی کنم
+شوخیت بخوره تو سرت...
ناشناس:اینجوری نگو دیگه
+حرفه دیگه ای نداری قطع کنم
ناشناس:نه حرفی ندارم...خدافظ
+خدافظ
...
مین سو:کی بود؟
+جیمین
مین سو:چی میگه؟
+میگه شوخی کردم باهات
مین سو:یعنی دیگه تورو نمیخاد؟
+نه
مین سو:*خنده*...پسره تورو مسخره کرده
+ادم نیست که حیوونه
مین سو:*خنده*
+راستی باید به کوک زنگ بزنم...
مین سو:باشه من برم Wc
+باشه
...

edamash part28🗿
دیدگاه ها (۴۷)

سرنوشت پارت (۱۲)

سناریو سو پارت اول

Forbidden love⑦فرداساعت ۶ بعدازظهر بود.... ا/ت: رینا باز امر...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط