قلم و کاغذ و رنگش از توست.

قلم و کاغذ و رنگش از توست.
قلمت را بردار!
و به نقاشی آن همّت کن!
گاه گاهی دو سه گامی
به عقب پای گذار،
و تماشایش کن.
گر پسندیدی آن،
حرفی نیست.
غیر از آن بود، هنوز،
کاغذ و رنگ و قلم در کفِ توست.
تا زمانی باقیست،
قلمت را بردار
و به رنگی خوش تر،
روشن و روشن تر،
نقشِ دیگر انداز.
و به پیکارِ سیاهی پرداز
قلمــــت را بردار
بنویس از همـــه خوبیها
زندگــــی، عشــــــق، امیــد
و هر آن چیز که بر روی زمین زیبا هست
گل مریــــم، گــــل رز
بنویس از دل یک عاشق بی تاب وصال
از تمنــــــا بنویــــس
از دل کوچک یک غنچه که وقت است دگر باز شود
از غروبـــــی بنویس
که چو یاقوت و شقـــــایق سرخ است
بنــــویس از لبـــــخند
از نگاهـــــــی بنویـــــس
کـــــه پــــــر از عشــــــــق
به هر جای جهـــــــان می نگرد
قلمــــــت را بردار
روی کاغــــــذ بنویس
زندگی با همـــه تلخی ها
باز هــــم شیـــــرین اســـت
دیدگاه ها (۳)

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

shh my baby is sleeping-part 2

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_44فصل نوزدهم | ...

✨💔 کشتیِ ما به گِل نشسته، کجایی آقا...؟ 🥺🌊🖤🌧️🥀 آقا جان... دل...

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

رمان: آخرین رقص در قصر#𝗧𝗵𝗲_𝗟𝗮𝘀𝘁_𝗗𝗮𝗻𝗰𝗲_𝗶𝗻_𝘁𝗵𝗲_𝗣𝗮𝗹𝗮𝗰𝗲Part_1فصل...

پارت ۴۹آسمانِ شهر خاکستری بود و بارانِ ریزی می‌بارید که انگا...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

اتاقی که وجود نداشت (part1)باران از عصر شروع شده بود؛ آرام و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط