پارت ۳۳ فیک ازدواج مافیایی
پارت ۳۳
رفتم و به سانا و یونگی تبریک گفتم و به دخترا هم سلام کردم
ولی به کوک و جین و جیمین نه
ا،ت : سلام جینا ، سلام میا خوبین ؟
میا : سلام آره ممنون
جینا : سلام آره تو چطوری ؟
ا،ت : خوبم ممنون
دخترا الان میام یه لحظه
میا و جینا : باشه برو
ا،ت: سلام سانا جونم مبارکت باشه
تبریک میگم آقای مین
یونگی : ممنون ، یونگی صدام کنید
ا،ت: اوه چشم من برم
و اومدم برم پیش دخترا که رفته بودن پیش نامزداشون 😐
منم ناچار رفتم به جین و جیمین و کوک سلام کردم
ا،ت: سلام آقای پارک ، سلام آقای کیم ، سلام آقای جئون
جیمین : سلام ، میتونی جیمین صدام کنی 😊
ا،ت : اوه حتما ممنون
جین : سلام ، و منم میتونی جین صدا کنی
ا،ت : اوه حتما از آشنایی باهاتون خوشبختم 😊
جین و جیمین : همچنین
کوک : ا،ت
ا،ت: بله
کوک : ما حتی به اجبار نامزد همیم
ا،ت : خب که چی ؟ راستی جواب سلام بلد نیستی ؟
کوک : آخ حواسم نبود سلام و اینکه خب که چی چیه ؟ منو به جای آقای جئون باید کوک صدا کنی
ا،ت : آها باشه من برم دستشویی الان میام
کوک : باشه راستی !
ا،ت: بله ؟
کوک : لباست
ا،ت: لباسم چشه خیلیم خوشگله ، زشته ؟
کوک : نه ولی ...
ا،ت: ولی و چی؟
کوک : یه زره باز نیس ؟
ا،ت: کوک فکر نکن نمیدونم تو دوس دختر داری با اینکه بهت خیانت کرد ولی بازم بخشیدیش
بعد چیکار به من داری برو به همون دوس دخترت گیر بده (سرد)
کوک: باشه ولی من نامزدتم و حق نداری اینجوری حرف بزنی (عصبی)
ا،ت: میتونم حقشم دارم
کوک : باشه هرجور راحتی (سرد)
ا،ت : ممنون ، راستی دوس دخترتو معرفی میکنی؟
کوک: باشه حتما
ا،ت: ممنون امشب میاد؟
کوک: نه
ا،ت : آها باشه
و رفتم دستشویی و اومدم و کنار کوک نشستم کم کم همه ی مهمونا اومدن و نامزدی شروع و بعد از چند ساعت به پایان رسید
فلش بک به بعد از نامزدی
ا،ت ویو
نامزدی سانا و یونگی تموم شد و همه ی مهمونا کم کم رفتن و فقط اکیپ دخترا یعنی من و سانا و جینا و میا و اکیپ پسرا کوک و جیمین و جین و یونگی ، مونده بودن
بعد از چند مین میا و جینا رفتن و جین و جیمین هم رفتن و کوک گفت
کوک : ا،ت دیر وقته میخوای برسونمت
ا،ت : مزاحمت میشم آخه
کوک: نه بابا این چه حرفیه بیا بریم
ا،ت : باشه
«راوی» ویو
ا،ت و کوک باهم رفتن و کوک ا،ت رو رسوند ولی هیچ حرفی تو راه بینشون رد و بدل نشد
پایان «راوی» ویو
ا،ت : ممنون که رسوندیم
کوک : خواهش فردا یادت نره
ا،ت : اوپس ممنون که گفتی یادم رفته بود
کوک : خواهش فردا ساعت ۱۲ میام دنبالت باهم بریم
ا،ت : باشه فعلا بای ، شب خوش
کوک : باشه شب خوش
و کوک رفت و ا،ت هم رفت
رفتم و به سانا و یونگی تبریک گفتم و به دخترا هم سلام کردم
ولی به کوک و جین و جیمین نه
ا،ت : سلام جینا ، سلام میا خوبین ؟
میا : سلام آره ممنون
جینا : سلام آره تو چطوری ؟
ا،ت : خوبم ممنون
دخترا الان میام یه لحظه
میا و جینا : باشه برو
ا،ت: سلام سانا جونم مبارکت باشه
تبریک میگم آقای مین
یونگی : ممنون ، یونگی صدام کنید
ا،ت: اوه چشم من برم
و اومدم برم پیش دخترا که رفته بودن پیش نامزداشون 😐
منم ناچار رفتم به جین و جیمین و کوک سلام کردم
ا،ت: سلام آقای پارک ، سلام آقای کیم ، سلام آقای جئون
جیمین : سلام ، میتونی جیمین صدام کنی 😊
ا،ت : اوه حتما ممنون
جین : سلام ، و منم میتونی جین صدا کنی
ا،ت : اوه حتما از آشنایی باهاتون خوشبختم 😊
جین و جیمین : همچنین
کوک : ا،ت
ا،ت: بله
کوک : ما حتی به اجبار نامزد همیم
ا،ت : خب که چی ؟ راستی جواب سلام بلد نیستی ؟
کوک : آخ حواسم نبود سلام و اینکه خب که چی چیه ؟ منو به جای آقای جئون باید کوک صدا کنی
ا،ت : آها باشه من برم دستشویی الان میام
کوک : باشه راستی !
ا،ت: بله ؟
کوک : لباست
ا،ت: لباسم چشه خیلیم خوشگله ، زشته ؟
کوک : نه ولی ...
ا،ت: ولی و چی؟
کوک : یه زره باز نیس ؟
ا،ت: کوک فکر نکن نمیدونم تو دوس دختر داری با اینکه بهت خیانت کرد ولی بازم بخشیدیش
بعد چیکار به من داری برو به همون دوس دخترت گیر بده (سرد)
کوک: باشه ولی من نامزدتم و حق نداری اینجوری حرف بزنی (عصبی)
ا،ت: میتونم حقشم دارم
کوک : باشه هرجور راحتی (سرد)
ا،ت : ممنون ، راستی دوس دخترتو معرفی میکنی؟
کوک: باشه حتما
ا،ت: ممنون امشب میاد؟
کوک: نه
ا،ت : آها باشه
و رفتم دستشویی و اومدم و کنار کوک نشستم کم کم همه ی مهمونا اومدن و نامزدی شروع و بعد از چند ساعت به پایان رسید
فلش بک به بعد از نامزدی
ا،ت ویو
نامزدی سانا و یونگی تموم شد و همه ی مهمونا کم کم رفتن و فقط اکیپ دخترا یعنی من و سانا و جینا و میا و اکیپ پسرا کوک و جیمین و جین و یونگی ، مونده بودن
بعد از چند مین میا و جینا رفتن و جین و جیمین هم رفتن و کوک گفت
کوک : ا،ت دیر وقته میخوای برسونمت
ا،ت : مزاحمت میشم آخه
کوک: نه بابا این چه حرفیه بیا بریم
ا،ت : باشه
«راوی» ویو
ا،ت و کوک باهم رفتن و کوک ا،ت رو رسوند ولی هیچ حرفی تو راه بینشون رد و بدل نشد
پایان «راوی» ویو
ا،ت : ممنون که رسوندیم
کوک : خواهش فردا یادت نره
ا،ت : اوپس ممنون که گفتی یادم رفته بود
کوک : خواهش فردا ساعت ۱۲ میام دنبالت باهم بریم
ا،ت : باشه فعلا بای ، شب خوش
کوک : باشه شب خوش
و کوک رفت و ا،ت هم رفت
- ۱۱۵.۱k
- ۱۶ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط