{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کم نیستند شادی ها، حتی اگر بزرگ نباشند...

کم نیستند شادی ها، حتی اگر بزرگ نباشند...

چه آسان تماشاگر سبقت ثانیه هاییم و به عبورشان می خندیم

چه آسان لحظه ها را به کام هم تلخ می کنیم

و چه ارزان می فروشیم لذت با هم بودن را

چه زود دیر می شود و نمیدانیم که:

فردا می آید شاید ما نباشیم!
دیدگاه ها (۳)

درختی که خشک شد... ( حتما بخونین ) سیاه پوشیده بود،به جنگل ...

"مـــــرد مــــن" نه با اسب سفید میاد نه با بنز سیاه! مرد م...

دختر:یه قول بهم میدی؟ پسر:چی عزیزم؟ دختر:قول میدی اگه ب...

پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟓صبح روز بعدمانیا طبق معمول وارد اتاق جیم...

#نجمه_نوشتاز بچگی با این باور بزرگمون کردن که زیاد نخندین......

پشت لبخند جیمینپارت سومپنج دقیقه بعد، بالاخره تونستم برنامه‌...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟓دو روز بعداز صبح جیمین عجیب ساکت بودمان...

#Repost orstu.ir منبع ——همه به همه‌چیز وصل‌اند... اما هنوز آ...

معامله p4جونگ‌کوک ناگهان احساس کرد گرمای عجیبی در گردنش پیچی...

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت 25تهیونگ هنوز به صفحه‌ی خاموش گوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط