ارباب خشن من

ارباب خشن من
#Part10
داشتیم چیزی میخوردیم که صدای زنگ خونه به صدا در اومد
+من باز میکنم
_ باش
رفتم و درو باز کردم که یک دختر که قیافه ی خوبی داشت منو حول داد و وارد خونه شد
کوک سریع غذا پرید توی گلوش و بلند شد و طرف دختره اومد
_اینجا چه غلطی میکنی ؟
×عاح ددی این کارا رو تموم کن دلم برات تنگ شده
_چی میگی از خونه ی من گمشو بیرون
+منم همین جوری دم در وایستاده بودم
×این یارو کیه بچه سال میاری خونت؟ فکر میکردم سلیقت بهتر باشه
+دیگه نتونستم تحمل کنم رفتم توی اتاق
×چه لوسه😂
_گمشو از خونم بیرون برو به ه.رزگیت برس (عصبی )
_از موهاش گرفتم و از خونه بیرونش کردم
و رفتم طبقه ی بالا
_هی کوچولوی من ناراحته؟
+من حق کو..چولو نیستم بر..و میخوام تنها باشم
_داری گریه میکنی؟ نمیبینم اون چشمای خوشگلتو برای این چیزا خیس کنیا
+گفتم که گریه نمیکنم کلی کار دارم میرم خونه ی خودم
_بلند شد بره که دیدم چشاش قرمز شده دستشو گرفتم و گفتم
جایی نمیری تا من نگم
+رئیسم که نیستی
_ولی عاشقت که هستم
+چی ؟
_میدونی بدم میاد یک چیزو چند بار تکرار کنم
+نفهمیدم
_من عاشقتم میفهمی ؟
+(یک اشک از گوشه ی چشمش پایین چکید )
_نبینم گریه کنیا
+به یک شرط
_ چه شرطی ؟
+بریم بیرون
_حاضر شو ببرمت
+(ذوق)



شرط
۳۰ لایک
۱۰ فالو
۴۰ کامنت
دیدگاه ها (۱۷۰)

From hate to lovePart:9 ویو آرتمیسدلم خیلی درد میکرد و داشتم...

پنهان عشق

پارت ۹روبی:می دونی چرا اینجا وایسادم چون دوست دارم ولی تو چی...

پارت ۴ (سرنوشت)

bts

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part34کیمیا:ربطش اینکه که من یروز این آقارو ت...

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part4خندیدم_خب پس پاشو بیا تو تا بچت...

مافیای من

صلح با بوسه ای روی لبم از خواب بیدار شدم...وقتی چشمم رو باز ...

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط