تک پارتی شوگا

تک پارتی شوگا
عشق سیاه و سفید
شوگا، دیگه واقعا خسته شدم از خونه کوفتی زدم بیرون امروزم از شانس گو. هم هوا بارونی بود پس رفتم زیر ی درخ وایسادم تا خیس نشم
الان براتون سوال شده چرا اصبانیم خوب بزار بگم
فلش بک به اون موقع
پدر شوگا، تو باید با لیا ازدواج کنی فهمیدی وگرنه از خونه ی من گمشو بیرونننن(با داد)
مادر شوگا، تو باید با لیا ازدواج کنی تا تجارت ما بهم نخ. ره پسره ی الدنگ(عه عه عههه الدنگ خودتی بیشعور😐🙂🤣) (بچه ها فقط و فقط فیکه اوکی)
شوگا، من. با اون دختر ازدواج نمیکنممم همین و بس من از این خونه ی نکبت آمیز میرم بیرون و درو محکم بس
پایان فلش بک
شوگا، حالا کجا بمونم. اوفففف
ات، داشتم تو خیابون قدم میزدم امروز بارون گرفته بود داشتم میرفتم که ی پسری و دیدم که زیر ی درخت وایساده پس رفتم پیشش
ات، سلام
شوگا، سلام
ات، من ات هستم. انگار کلافه ای
شوگا، منم مین یونگی هستم اما صدام میکنن شوگا
ات، وقتی گفت مین یونگی دلم ریخت نکنه اون.... اون
ببخشید ولی منم فامیلیم مین هست پس فکر کنم فامیلی چیزی هستیم
شوگا، نکه تو.. واستا ببینم تو مین ات هستی درسته تو میشی دختر عموی گم شدم که 8 سال پیش گم شده بود
ات، آره و توهم پسر عومم هستی درسته
شوگا، آره درسته بیا اینجا ببینم(و بغلش میکنه) ات من دوستت داشتم و دارم میشه بامن قرار بزاری
ات، واقعا منم دوستت دارم
شوگا، واقعا پس دیگه مال خودمییی😁😁
ات، 😂😂
و بعد از 2 سال که باهم ازدواج کردن صاحب یک پسر کوچولو به نام یوهان شدن

خوب اینم تک پارتی شوگا امید وارم دوس داشته باشین تک پارتی دیگرو الان میزارم
دوستون دارمممممم 💚💜💚💜💚💜💛💛
دیدگاه ها (۹)

لیا : فقط احساس می‌کردم بهش مدیونمکوک : مدیون ؟! چرا ؟!لیا :...

پارت پانزدهم ات. وقتی رفتیم لباس عروس بخریم اومد تو رختکن لب...

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

چند‌پارتی‌ &تهیونگ&وقتی:``توی‌ مدرسه‌ باهم‌ رقابت‌دارید‌ولی....

پارت 2 رمان✨ عشق مدرسه ای✨که یهو زنگ تفریح خورد که داشتم میر...

فیک کوچولوی من پارت سوم بچها قبل از این که شروع کنم علامت می...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌Jungkook«بخاطرت‌دنیا‌رو‌به‌اتیش‌میکشم‌عرو...

پارت یکاسم مامان یوری لیا لیا: بچه ها بیاین غذا بخورین یه نک...

جدایی

چند پارتی یونگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط