پلیس. ابلیس. part⁷

[تهیونگ ویو]
دیدم ا.ت دیر کرده نگران شدم خواستم برم دنبالش که دیدم پیام داد گفت رفته خونه یکی از دوستاش یه ساعت دیر تر میاد خونه خیالم راحت شد
رفتم یه فیلم گذاشتم نگاه کردم.
تهیونگ : خببببب اینم از این فیلم ...وایسا ببینم این فیلمه ۲ ساعت بود و ا.ت گفت ۱ساعت دیگه میاد
[تهیونگ ویو ]
زنگ زد به بهترین دوستاش ولی دوستاش گفتن از صبح ا.ت رو ندیدیم نگرانش شدم و رفتم دنبالش ، مکان گوشیمو روشن کردم که بتونم از طریق مکان پیداش کنم که خوشبختانه مکانش روشن بود و خیلی راحت میشد پیداش کرد
تهیونگ : چییییییییییییییی جنگل اونجا چیکار می‌کنه ( تعجب )
[ نویسنده ویو ]
تهیونگ سوار ماشین شد و با ۲۰۰ تا سرعت به سمت جنگل رفت و ا.ت رو بی جون روی زمین پیدا کرد و برآید استایل بغل کرد و با سرعت بردش سمت خونه جیمین ( جیمین دکتره)
[ جیمین ویو ]
توی خواب ناز بودم که یهو زنگ در خونه خورد بزور رفتم ببینم کیه ؟
جیمین :بله؟(خواب آلود)
تهیونگ :جیمین منم درو وا کن
جیمین :وای چی شده بیا بالا(در رو باز کرد و تهیونگ اومد بالا )
جیمین : ا.ت چش شده همین ۲ ساعت پیش حالش خوب بود ؟ ( نگران )
تهیونگ : داستانش طولانیه الان من باید چیکار کنم ؟( هول شده )
جیمین : ببرش بزارش رو تخت من ، لباس هاش هم در بیار تا من بیام
تهیونگ :وات ، بشین تا لباساشو جلوی توی منحرف در بیارم
جیمین : ببین من الان دوست تو نیستم یه دکترم و میدونی که دکترا محرمن، در ضمن فرق نمیکنه این که رو دستته خواهر بزرگترین مافیای کرس یا هر خر دیگه ای در هر صورت اون بیمار منه و من دکتر پس باید درمان بشه به هر قیمتی
تهیونگ : هووووووففففففف باشه






#چالش#کیوت#هما#رایدیس#رندی#آدلتا#یوجین#لونا#جذاب#کیکاکیم#سیاجیوو#جسی#توما#بیتیاس#نامجون#جین#جیهوپ#جیمین#تهیونگ#جونگکوک#بلک_پینگ#جنی#جیسو#رزی#لیسا#یونگی#جیمین#آرمی#بلینکی#ایتزی#توایس#اکسو#دنیل#مکس#السا#الیسا#کیکا#چانا#تب#یوتیوب#لایکی#بک#لیونا#کیدراما#کره#کره_جنوبی#سریال#سرنا_امینی#پریسا#نیکا#روزمرگی#پروفایل#نوادا#چانگها#مدگل#باربی#فکت#دخترانه#خفن#رایدس#اریانا#بیلی#هوما#چین#اوتاکو#انیمه#جاستین#سئول#بوسان#ورونیکا#گریم#کوک#جیمین#عکس#فیلم#تیک_تاک#نامجون#شوگا#جین#بنگتن#سناریو#فیک#وانشات#آرمی#تک_پارتی#یونا#باتر#بی_تی_اس#آیو#ادلتا#جسی#رزان_پارک#کیم_جنی#کیم_جیسو#لالیسا#لالیسا_مانوبان#لباس#کیم_تهیونگ#جئون_جونگکوک#پارک_جیمین#ویکوک#تهکوک#فن#رمان#تی_اکس_تی#استری_کیدز#چا_اون_وو#هیونجین#فیلیکس
دیدگاه ها (۳)

پارت ۴ (سرنوشت)

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

سناریو ران پارت ۲

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

☆-هزار یک شب-☆قسمت [۱]ویو ا/تسلام من ا/تم. من پدرم زمانی که ...

عشق بی پایان

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 5 | یک قدم نزدیک‌ترروزهای بعد، چیزی بین ا/ت و جیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط