{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن داغ ننگ خورده که میخندد
بر طعنه های بیهده، من بودم
گفت

آن داغ ننگ خورده که میخندد
بر طعنه های بیهده، من بودم
گفتم :که بانگ هستی خود باشم
اما دریغ و درد که "زن" بودم.
فروغ فرخزاد"
دیدگاه ها (۱)

یعنی طرفو اگه بازیافت کنن به صورت دمپایی به چرخه طبیعت برمیگ...

با این وضعی که من میبینم چند سال دیگه دو تا پسر دارن حرف میز...

من هنوز به اون شنبه ای که قرار درس بخونم نرسیدم :-)

موفقیت، نتیجه تشخیص درست است؛ تشخیص درست، نتیجه تجربه است؛ ت...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

رومان عشق مافیا پارت 33از زبان ا/تگفت : تو الان بری نمیتونی ...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹¹﴿ویو ات﴾وقتی چشم‌هایم را باز کردم، همه...

داشتم با دوستم تلفنی حرف می‌زدم و همزمان با پسرم که از صبح ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط