{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن داغ ننگ خورده که میخندد
بر طعنه های بیهده، من بودم
گفت

آن داغ ننگ خورده که میخندد
بر طعنه های بیهده، من بودم
گفتم :که بانگ هستی خود باشم
اما دریغ و درد که "زن" بودم.
فروغ فرخزاد"
دیدگاه ها (۱)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

با تاخیر 1 روزه تولدت را تبریک می گوییم و نامه ای برایت🎂سلا...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹¹﴿ویو ات﴾وقتی چشم‌هایم را باز کردم، همه...

داشتم با دوستم تلفنی حرف می‌زدم و همزمان با پسرم که از صبح ک...

____[The Forbidden Crossing]____

پارت: 16 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**یونیفرم سیاه و سفیدِ کارم...

خیز و توافقی کن، تغییر ده فضا راهرکس مخالفت کرد، فوری بِبُر ...

آن پیچکهای یاغی

برده عمارت جئون

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت شــانزدهــمشــانزده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط