{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part 2

جیسو : واقعا از حمایتت ممنونم

تهیونگ : کاری نکردم فقط حقیقت و گفتم ببخشید من الان باید برم سر ضبط آهنگ جدید فعلا خدافظ و راستی مراقبت خودت هم باش

جیسو : اک ممنون 😍

تهیونگ از اونجا بلند میشه و می‌ره جیسو هم یکم تو اون حالت میمونه که بعدش می‌فهمه چه کاری کرده جیسو یکم از لحاظ روحی بهتر شد و به سمت کلاس رفت دوباره همون دختره اومد سمتش و گفت

دختره : خب م،یمون خانم با چه رویی دوباره اومدی تو کلاس

جیسو : همون طور که تو با پول ج، ،ن،دگیت غذا میخری و میخوری و میای چصی، پولت و میدی

با این حرف جیسو کله کلاس به سکوت می‌ره و همه تعجب میکنن که آیا این همون جیسو مظلومه

جیسو : حالا هم هری نمی‌خوام ریخت تو ببینم

2 سال بعد

جیسو 👁️

دوسال از دیدن تهیونگ میگذره اون روز واقعا عاشقش شدم و تبدیل به یه آرمی شدید شدم داخل گروهشون همه اعضا جذابن اما تهیونگ برای من می‌درخشه اون به من کمک کرد تا بتونم راهم و پیدا کنم من از پانزده سالگی تلاش دارم میکنم تا کارآموز بشم و چند ماهی هست که موفق شدم داخل کلاسمون به دختری به اسم جنی هست اون شده دوست صمیمیم و همراه من کارآموزی هم می‌کنه مدرسمون چند وقت دیگه تموم میشه و باید تازه یک گروه تشکیل بدیم امروز قرار بعد مدرسه با جنی بریم کمپانی تا گروه جدید رو تشکیل بدن امید وارم هم من هم جنی قبول بشیم
دیدگاه ها (۰)

قسمت دوم روز بعد امروز روز اول مدرسه هست دوست ندارم برم مدر...

پارت ۱۱ویوی تهیونگ از خواب بیدار شدم و رفتم دستشویی و دست و ...

باهاتون حرف دارم پایینو بخونید خیلی مهمه

پارت پنجم: حقیقتی که پنهان مانده بودجونگ‌کوک هنوز برگه را در...

لحظه ی دیدار با تو بعد از اینکه تهیونگ با اون حرکت رو از روی...

ازدواج اجباری

فیک تهیونگ درخواستی لحظه ی دیدار با تو ایدیتورم : @karlyk...

روانی من پارت 5ویو کوک صبح بانوی که از پنجره کوچیک داخل سلو...

Otagh baghli Part⁶¹ «از زبانِ راوی »تهیونگ تک خنده ای کرد و ...

True Love⑧ا/تامروز همون پس فردایی بود که لحظه شماری میکردم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط