گوشه ای از رضایت دخترای گلم،

گوشه ای از رضایت دخترای گلم،
که باعث افتخار منه⭐🥰💪🏻
میدونی چه چیزی بین این رضایت قشنگه؟
اینکه یه روزی، همه این دخترا شک داشتن، شک از اینکه شروع کنن موفق میشن؟ یا نه، جا میزنن؟ آموزش الفبا براشون راحت میره جلو؟ یا نه جوری پیش میره که مجبور میشن کره ایو رها کنن!؟؟ و هزارتا سوال این چنینی دیگه...
و حتی کمی نگران بودن از اینکه سنشون با استادشون فاصله خیلی کمی داشت. چون من فقط ۲۰ سالمه🤭😃😂
نگران از اینکه من نتونم اون استادی باشم که دنبالشن، و خوب، بهشون حق میدادم اینطور باشه! 🙂
اما من یه نقطه قوتی داشتم که بقیه استادای زبان نداشتن، اون هم این بود که من مثل اکثریت استادا، کلاس نرفته بودم و خودآموز خونده بودم!
شاید بگید کجاش نقطه قوته؟
پاسخ من اینه که درسته که من کلاس نرفتم، اما همیشه دلم میخواست معلمی داشته باشم که مهربون باشه، دلسوز باشه، اگر مبحثی رو نمیفهمم بهم به هزار زبان دیگه یاد بده تا بلاخره متوجه بشم و.....
و از همه مهم تر، بهم یادگیری رو اجبار نکنه! یعنی بزاره هر وقت راحت بودم، ادامه بدم!
و چون خودم از همچین استادی برخوردار نبودم، ناخودآگاه تبدیل شدم به همون استادی برای شاگردام، که آرزوم بود داشته باشم. 😎💪🏻
و این مورد، یکی از مهم ترین مواردیه که باعث شد من توی بیست سالگیم، تدریسمو شروع کنم و توش موفقم باشم⭐⭐🙂💪🏻
__________________________
فقط خواستم بگم، براتون داشتن همچین استادی و موفقیتی روز افزون رو ارزومندم. 🥰🇰🇷🤗😎
دیدگاه ها (۰)

علامت ا/ت:○علامت دیگران:_#سکوت_سرخ_پارت_پانزدهم فردا صبح، با...

عمارت مافیا قسمت ⁶ رفتم پایین تا صبحونه بخورم هنوز تو شک بود...

P2 پسری که ازم متنفر بود ویو راوی : روی میز نشسته بود و پاها...

شاید اینجا برای خیلی‌ها فقط یک پیج شخصی باشه؛پیجی بدون موضوع...

تظاهر ؟ :))) حتی تظاهر هم نمیکنن :)))ماجرا اینه که چند روز د...

سناریو خط قرمز پارت ۲

🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۱۰: «جایی که همه‌چیز شروع شد»پایان داستا...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒بخش دوم | پارت ۴ — حالا ما چی هستیم؟باران کم‌کم آرا...

هاگوپیان: طاعونی که تو روسیه پخش شده، حدود 100 برابر کشنده‌ت...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟔_ برو می‌خوام تنها باشم نیم نگاهی به چمدو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط