V... RHS:

V... RHS:
دیانا: ارسلان از اونا هم بزار برام

ارسلان: باشه بیا

دیانا: از اونم بزار

ارسلان:عشقم چه خبره یکم آرومتر

دیانا: ارسلان خب چیکار کنم اشتهام باز شده

الهه : چیکارش داری ارسلان بزار هر چقدر دوس داره خوراکی بخوره

ارسلان: آخه مامان نرمال نیس

الهه : هس خیلیم نرماله زن حامله اشتهاش باز میشه

ارسلان: چشم ... دیانا هرچقدر دوس داری بخور

دیانا: آخ جوننننن..... یکم کیک دیگه هم برام بزار

ارسلان: بیا بخور

دیانا: ارسلان خستم

ارسلان: بیا بشینیم

دیانا:آخه غذا چی ؟

ارسلان: بزار تو بشقابت میریم میشینیم بخور

دیانا: باشه.... بشقابم رو پر کرد و دستمو گرفت و برد توی خونه و نشستیم رو مبل

ارسلان: دیانا

دیانا: جونم

ارسلان: فکر کن شیکمت گرد بشه

دیانا: گرد هم میشه .... ارسلان

ارسلان: جانم ؟

دیانا: یه چیز شیرین میخوام

ارسلان: صبر کن بعداز مهمونی برات میگیرم

دیانا: الان هوس کردم

ارسلان: دیانا خب شیرین از کجاوپیدا کنم ؟

دیانا: ارسلان من چیکار کنم هوس کردم

ارسلان: صبر کن به مامانم بگم

دیانا: باشه

ارسلان: رفتم و مامان رو صدا کردم که اومد

الهه : جانم دیانا جان

دیانا: من هوس یه چیز شیرین کردم

ارسلان: آخه از کجا بیارم من

الهه :
دیدگاه ها (۱)

پارت پنج

#عشق در نگاه او part 8%هعی چرا نگاش می کنین برین سر کارتون +...

- باشه ( براید استایل بغلش کردمو بردمش توی حموم و گفتم)-  تا...

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 011"""""""""""""""""""""""""""""""...

Iove and the moonPart49ویو یونا چشمهام را باز کردم ساعت تقر...

جدایی

اجبار به بدبختی پارت ۲۱

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

عزیز چشمای منتظرم، شهر من کوچیکه، چن تا خیابون بیشتر نیست. خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط