‌‌مادربزرگ‌میگفت :

‌‌مادربزرگ‌میگفت :
"درست‌میشود" ツ
وهمیشہ‌بعدش‌بہ‌آسمان‌نگاه‌میکرد‌
ومیخندیدحتم‌دارم‌
چیزهایۍدرباره‌خدا‌میدانست‌کھ
مابۍخبربودیم...🌝🌱

#انگیزشی
#انگیزشی_انرژی‌مثبت
#انگیزه
#انگیزه🖤
#حال_دلتون_خوب💙
#پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن
دیدگاه ها (۲۶)

୨୧ ── 𝐖𝐄𝐕𝐄𝐑𝐒𝐄 𝐔𝐏𝐃𝐀𝐓𝐄 ── ୨୧🐻 آپدیت ویورس تهیونگ 💜💜 : تهیونگ ا...

پارت ۴۲

part62. . بوم به پوشیدن ژاکت یونجون کمک میکرد +خب دیگه چیزی ...

سلام قربونتون برم.. چطورین نازام؟ خوبین؟ مدرسه چطور پیش میره...

مهمونی خطرناک پارت= 19از ماشینش پیاده شد و به سمت خونه راه ا...

وقتی شوهرت و استادت بود🩵پارت ۱ویو اشلی:از دیشب تا الان درست ...

پشت مرز های مارالیا قسمت 5از زبان لوسین رفتیم سمت کلاس وایسا...

اجبار به بدبختی پارت۲۲

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 17هر کسی رو که میبین...

" ویو لیا " وقتی اب‌پاشید روی صورتم تازه چشمامو باژ کردم و د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط