my dance partner 🌊

my dance partner 🌊
#my_dance_partner
𝑷𝑨𝑹𝑻 4

=هوممم... خودتو معرفی کن
_تو که منو میشناسی
=چه ربطی داره.... حالا که نمیدونی بزار من شروع کنم.
_اوهومم...
=لی اتم 28 سالمه و از 8سالگیم باله رو شروع کردم
_پار جیمینم 29 سالمه و از 10 سالگیم شروع کردم.
=اوه.... _چیزی شده چیزی گفتم؟
=تو از من بزرگتری؟
_اوم اره... چیه بیشتر بهم میخور؟
=نه اتفاقا برعکس من فکر میکردم کوچولویی (خنده)
_ یااا من کوچولو نیستم تازه ازت یه سال بزرگترم.
=اوه پس باید اوپا صدات کنم؟
ویو جیمین:
با این حرفش احساس کردم دلم داره میپیچه و پروانه های توی شکممو حس میکردم درسته هیچ چیز خاصی نگفته ولی لحنش طوریه که راحت منو میتونه زانو دربیاره.
_نـــ... ـه همون جیمین خوبه
=باشه بابا اروم باش (خنده) اوممم اهل کجایی؟
_بوسان تو چی؟
=دئگو
_منم تو دانشگاه یه دوست داشتم اهل دئگو بود
= حالا که دوست شدیم بهتره بریم دیگه
_باشه
اوکی اما دوست؟ من واقعا دوست دارم بیشتر از این باشم.
راه افتادیم که یهو نمیدونم چی شد پام کنترلشو از دست داد خوردم به ات، اون افتاد زمینو منم افتادم روش بدنامون روی هم، چشما گره خوده به هم و دستای من دوطرف سرش.
داشتم از بدنش لذت میبردم که یهو مدیر هان اومد تو.
~اوه ببخشید مزاحمت اشناییتون شدم (پوزخند)
ما سریع خودمونو جمع و جور کردیم
_این یه اتفاق بود
~بله صدرصد (رفت)
_ات من واقعا.... =هییشش اشکال نداره جیمین
ویو ات:
دستمو زدم پشتتش تا بهش اطمینان بدم اوکیه ولی
این قابل انکار نیست که داشتم ازش لذت میبردم.
ات به خودت بیا تو نباید درباره ی همکار جدیدت که تازه یه ساعته شناختیش اینجوری صحبت کنی.
=بریم
.
.
.
.
.
.
.
#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#داستان_بی_تی_اس
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#نامجون
#جین
#یونگی
#شوگا
#جیمین
#هوسوک
#جی_هوپ
#جونگ_کوک
#جی_کی
#تهیونگ
#ته_ته
دیدگاه ها (۴)

ازدواج اجباری

#عشق_بعد_نفرت پارت 8ویو یونگی پشمام چقد تند میخونه نمیدونستم...

پارت۱۱که یهو جیمین با کلی غذا اومد سمته ات و ات با تعجب به غ...

چند پارتی

وقتی درسش بد بودو ..

ات ویورفتم بیرون دیدم تهیونگ شلوار مردعنکبوتی منو پوشیدههههه...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره.و...p22 ویو ات وقتی ماجرا رو...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

#برادر ناتنی من

الماس زیبای من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط