{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"روح زخمی"

"روح زخمی"
ناراحت نیستم از آتشی که میان زندگی ام بپا کردی،
طوفان که بیاید خاکستر لحظه های سوخته ام را باخود به حرکت در خواهد آورد،
ودر آسمان زندگیت معلق رها خواهد کرد..
آرام در زیر پلک های آرامشت ذراتش را جای خواهد داد
تا نگاهت را به زندگی،در غبار و اشک مهمان خویش کند..
نگرانت نخواهم شد! نه! .. هرگز.
آخر ،خود کرده را تدبیر نیست!!
واین را تو به پای خشم من مگذار
چرا که این فقط باز تاب رفتار توست..
بی شک آنچه را که لایقش هستی
روزگار بر کف دستت خواهد نهاد آنان که به من پشت کرده اند. لایق رو در رو شدنم نبودند،
اکنون من هم پشت به آنان می ایستم
آخر از عادتم به دوراست که به عقب برگردم
ورفتن یک پشت کرده را بنگرم
چرا که فرصت های ناب پیش رو را از دست خواهم داد ..
حُکم فقط حُکم من است..
آنکه رفته برای من مرده است و بازگشت یک مرده یعنی زمان محاکمه و مجازات وی
دیگر فریاد ناله هایت را پشت سرم سَر نده
از من کاری بر نمی آید .
فقط دوست دارم به روزگار بگویم:
ضربه های شلاق زمانه ات رامحکم تر بر تن زندگیش بزن..
چرا که همچون نسیم خنکی روح زخمی ام را آرام نوازش میکند.

"بهترین"
دیدگاه ها (۱)

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت پایانیکوک چند ثانی...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۶ | سارارینا چند ثانیه فقط به پله‌ها خیره م...

p22ماشین جلوی دروازه‌های آهنی عمارت ایستاد.تهیونگ چند ثانیه ...

Rofile of the wolf...۹

پارت ۴۴ صدای قدم‌های مدیر در راهروی بایگانی نزدیک‌تر شد.تق.....

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۳ات ویوساعت دوازده شب...صدای غرش موتور ماشین‌ها تمام پ...

* حکم عشق *part : 1۱۴۰۵/۳/۲۰وارد کتابخونه شدم که صدای زنگوله...

dark life = 27

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط