.

.
.
واسش از هـیچ نوشتم
خودشم هـیچ نگفت
هـمہ چے ختم بہ یڪ نامہ نانوشتہ شد
هـمہ چے خاڪ و خراب
هـمہ چے بندہ بہ آب
هـمہ چے منتظر یہ اشتباہ بے جواب
یہ خیال پختہ درد
یہ سراب بے بدیل
واسہ من از غم و غصہ هـاش نوشتہ بے دلیل
یہ ڪجا رفتہ چرا
یہ سقوط ماجرا
یہ تمومہ قصہ رو پر ڪنہ از چرا چرا...؟!!!
.
.
ترانہ از
محمد اڪبرجانی
.
🎀 🎀 🎀
دیدگاه ها (۱۰)

دیو و دلبر پارت ۳۰ -بی بی همیشه کنارت هست عزیزکم صدای بتول ب...

ویو اشپز خونه ایزوکو طبق عادتش زود تر از همه بیدار شد وقتی چ...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 5مینجه کنار رفت و اجازه داد جین و همک...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟜: انتخاب سختبعد از رفتن ا/ت، محوطه‌ی دانشگ...

پارت سیزدهمباران هنوز می‌بارید.آرون وسط سالن ایستاده بود، ان...

### 🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۶: مردی که جونگوک رو می‌شناختسکوت سن...

رمان اسیر خان پارت هجدهم ۱۸

₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟏 ⊹˚₊𐙚🌷 ویو آت | فرودگاههشت سال...هش...

(^o^) (^o^) مردی که روبروش وایساده بود ظاهری ناخوشایند داشت....

شاهکاری به نام دروغ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط