{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشانم‌ بی‌نشان‌ باشد مکانم‌ لامکان‌ باشد

نشانم‌ بی‌نشان‌ باشد مکانم‌ لامکان‌ باشد
نه‌ تن‌ باشد نه‌ جان‌ باشد که‌ من‌ خود جان‌ِ جانانم
‌
دویی‌ را چون‌ برون‌ کردم‌ دو عالم‌ را یکی‌ دیدم‌
یکی‌ دیدم‌، یکی‌ جویم‌، یکی‌ دانم‌، یکی‌ خواهم
‌
اگر در عمرِ خود روزی‌، دمی‌ بی‌تو برآوردم‌
از آن‌ روز و از آن‌ ساعت‌ پشیمانم‌، پشیمانم
‌
#مولانا
دیدگاه ها (۱)

چرا وزیر وکیل دکتر مهندس رئیس و مدیر شدن اما آدم نشدن

هی‌ ؛ بیاین تعریف کنید چجوری استی شدید❕️🙇🏻‍♀️خب خودم :: ...

☘ #داستان ☘🌹👀 پاداش خودداری از نگاه نامشروع.👈🏻 ☘ #داستان ☘🌹👀...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

آی زن!در سرانگشتانت چه می‌گذشتآن هنگام که قالیِ جان مرا می‌ب...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

جونگ‌کوک عزیز،امروز، اول سپتامبر، روزی است که جهان یک هدیه گ...

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط