{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آیدل زیبای من

آیدل زیبای من
پارت ششم
همین فقط و فقط همین
تهیونگ باید به خودت مسلط باشی فعلا عاشق کسی نشو مخصوصا یه دختر که با پارتی حتما اومده داخله این گروه
ویو یونا
شب بودو منم میخواستم برم خونه که نامجون گفت میرسونمت
یونا: نه نمیخواد زحمت بکشید
نامجون: زحمت چیه
با کلی التماسی که کرد دلم نخواست ردش کنم
گفتم باشه ممنونم
و رفتیم به سمت خونه
نامجون: آدرس خونتون؟
یونا: برو به.....(حالا خودتون یه آدرس انتخاب کنید بگید)
بعد از اینکه رسیدن
یونا: ممنونم بعدا براتون جبران میکنم
نامجون: خواهش میکنم😊
بعد از اینکه رفتم توی خونه به خالم سلام کردم
و رفتم توی اتاقم یه دوش گرفتم روتین پوستیمو انجام دادم و لباسامو پوشیدم (لباساشو توی پارته بعدی میزارم)
و موهامو خشک کردمو خوابیدم
ویو صبح
با آلارمه گوشیم از خواب بیدار شدم که برم کمپانی رفتم دستشویی بعدش روتین پوستیمو انجام دادم و بعدشم لباس پوشیدمو رفتم صبحانه بخورم و دیدم خاله هنوز بیدار نشده پس خودم دست به کار شدم یه پنکیکه خوشمزه درست کردم ولی خالم صدا زدم
یونا: خاله بیا صبحانه
خ.ی: اومدم عزیزم اوه چه کرده دختره قشنگم (بچه ها سوتی نیست خاله ی یونا بهش میگه دخترم)
و کناره هم صبحانه خوردیم
که گوشیم زنگ خورد........
دیدگاه ها (۳)

رمان: قلب در تاریکی

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت7ویو اتصبح ب...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

.PRISON MAFIA.

آواز عشق♣️part:1♣️ ا/ت ویو:خب خب سلام من جانگ ا/ت هستم یه دخ...

part 1ویو آناستازیااز خواب پا شدم و رفتم که کارای شخصیم رو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط