وقتی باهات سرد شد..¹⁰

برگشت و کنارش نشست..موهایی که خودش دیروز براش بافته بود رو باز کرد و کنارش پریشون کرد..
+یکم موهات هوا بخوره بعدش دوباره برات میبافم..باشه قشنگم؟
دستش رو گرفت و آروم آروم ماساژ داد
+عضله هات داره سفت میشه..باید حواسم به همه چی باشه..(با لبخند)
با صدای در نگاهش به سمت در رفت و اخماش تو هم .
یعنی کی بود؟
.کسی اجازه ورود نداشت..
~جونگکوک؟
+سون هی؟
+ت.تو اینجا چیکار میکنی؟
به ا/ت نگاه کرد..
~چرا همه چیز رو پشت سر گزاشتیو رفتی؟ما داشتیم باهم رابطه خوبی پیدا میکردیم..
+من هیچ کس رو به عشقم ترجیح نمیدم متاسفم ولی باید بری بیرون..
جلوتر رفت و جلوی دید سون هی رو از ا/ت گرفت
~تو اینجوری نبودی
نزدیک جونگ کوک شد و دستی روی سینه هاش کشید...
~میدونم تو هم منو میخوای ولی به خاطر این دخت..
جونگکوک دستش رو گرفت و پس زد..
+حق دست زدن به من رو نداری(با عصبانیت)
~چرا اینقدر عصبانی میشی..؟ما قبلا هم این کارو رو کردیم..
+خفه شو سون هی..بهت گفتم برو بیرون داری ا/ت رو ناراحت میکنی
~من به زور پیدات کردم و به این زودی بیخیالت نمیشم.
~چرا فکر میکنی ناراحت شدن اون برام مهمه؟من فقط تورو میخوام..
جونگ کوک عصبانی شد و به سمت سون هی اومد
+اگه برای تو مهم نیست برای من مهمه.. تا وقتی من اینجام هیچ کس حق ناراحت کردنش رو نداره.
+من تورو نمیخوام..اتفاقا ازت متنفرم
~هه..ازم متنفری چون ا/ت منو دوست نداره؟
+اره..ازت متنفرم چون همه چیز رو خراب کردی..چون به ا/ت آسیب زدی..چون دلیل اینجا خوابیدن ا/ت تویی...میفهمیییی؟
~اشتباه نکن..داری اشتباه میکنی..دلیلی که اون اینجاست به خاطر خیانت توعه..تو اون رو ولش کردی و به احساساتش آسیب زدی..اون تورو دوست داشت که ولت نکرد..وگرنه اگه من بودم قطعا ولت میکردم..ولی الان من دوست دارم..اینجور لجبازی نکن و بیا باهم باشیم..
+برو بیرون
~چی؟..
+گفتم برو بیرون..
~نمیرم من تازه پیدات کردم..
+دارم بهت میگم گمشو بیروننن تا یکی صدا نکردم که بیرونت کنه...
~باشه..باشه میرم..ولی برمیگردم..فکر نکن ولت میکنم..
+گمشووو...
در رو کوبید و رفت اما بعد از رفتنش این جونگ کوک بود که روی زمین افتاد...
دیدگاه ها (۱)

🖤 اولین برخورد جونگ‌کوک و ا/تچند ماه قبل، توی یک مراسم خانوا...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تکپارتی جونگ کوک

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟜: انتخاب سختبعد از رفتن ا/ت، محوطه‌ی دانشگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط