دکوی شرور
دکو:اره خب ویلن بشی زاهرت هم عوض
میشه دیگه😶😶😶😏😏😏😒😒😒
باکوگو:و...ویل...ویلن؟؟؟!!!!😰😰😰
دکو بالحنی که انگار هیچی نشده:اره
باکوگو دکو رو محکم بغل کرد و گفت :
چون من تحریکت کردم که خود کشی کنی...
و بخاطر اینکه من همه ی مدت میزدمت و زجر کشیدی ویلن شدی...
و زد زیر گریه .
دکو:کاچان گریه نکن وایزوکو هم کاچانو بغل کرد و ادامه داد :کاچان خیلی دوست دارم دیگه گریه نکن ناراحت میشما ..تازه دیگه نمیخوام ویلن باشم میخوام برگردم
کاچان :حق حق واقعا؟برمیگردی؟ حق حق حق
دکو:اره
ویو نویسنده
هوا تاریکه تاریک شده بود
کاچان:دکو؟
دکو:بله
کاچان:اون حرفت که گفتی...
دکو برید وسط حرفش :اره واقعی بود
و ایزوکو دوباره باکوگو رو بوسید
ولی کشش نداد
.دکو :عا...راستی باید برگردی خونه خاله میسوکی نگرانت میشه
کاچان :نه یه خونه برام گرفتن چون دلم میخواست یه خونه داشته باشم و اونجا میمونم تو کجا میمونی؟
دکو:یه جایی رو گیر میارم حالا چون خونه قبلیمون رو فروختم
کاچان:چی!چرا؟
دکو:چون ... چه میدونم فروختم دیگه
کاچان:نه نمیزارم از این به بعد پیش من میمونی
دکو:اما...
باکوگو پرید وسط حرفش :اما نداریم میای
دکو :هه میخوای یه ویلنو به خونت راه بدی؟😒😑😅
کاچان :نه میخوام دوست پسرمو ببرم خونم
دکو:(نه نه نه اشتباه نکن دکو نه لبو )
دکو :ب..باش...ششش...شه
کاچان:چیه 😏😏😏سرخ شدی خو دوست پسرمی دیگه
دکو:د بسه بریم
میشه دیگه😶😶😶😏😏😏😒😒😒
باکوگو:و...ویل...ویلن؟؟؟!!!!😰😰😰
دکو بالحنی که انگار هیچی نشده:اره
باکوگو دکو رو محکم بغل کرد و گفت :
چون من تحریکت کردم که خود کشی کنی...
و بخاطر اینکه من همه ی مدت میزدمت و زجر کشیدی ویلن شدی...
و زد زیر گریه .
دکو:کاچان گریه نکن وایزوکو هم کاچانو بغل کرد و ادامه داد :کاچان خیلی دوست دارم دیگه گریه نکن ناراحت میشما ..تازه دیگه نمیخوام ویلن باشم میخوام برگردم
کاچان :حق حق واقعا؟برمیگردی؟ حق حق حق
دکو:اره
ویو نویسنده
هوا تاریکه تاریک شده بود
کاچان:دکو؟
دکو:بله
کاچان:اون حرفت که گفتی...
دکو برید وسط حرفش :اره واقعی بود
و ایزوکو دوباره باکوگو رو بوسید
ولی کشش نداد
.دکو :عا...راستی باید برگردی خونه خاله میسوکی نگرانت میشه
کاچان :نه یه خونه برام گرفتن چون دلم میخواست یه خونه داشته باشم و اونجا میمونم تو کجا میمونی؟
دکو:یه جایی رو گیر میارم حالا چون خونه قبلیمون رو فروختم
کاچان:چی!چرا؟
دکو:چون ... چه میدونم فروختم دیگه
کاچان:نه نمیزارم از این به بعد پیش من میمونی
دکو:اما...
باکوگو پرید وسط حرفش :اما نداریم میای
دکو :هه میخوای یه ویلنو به خونت راه بدی؟😒😑😅
کاچان :نه میخوام دوست پسرمو ببرم خونم
دکو:(نه نه نه اشتباه نکن دکو نه لبو )
دکو :ب..باش...ششش...شه
کاچان:چیه 😏😏😏سرخ شدی خو دوست پسرمی دیگه
دکو:د بسه بریم
- ۵.۰k
- ۱۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط