مهم ترین دارایی بانتن [ فصل ۲ ]
فصل ۲ پارت ۴
از زبان هینا:
مایکی : هینا .. هیما کجایی؟ و چند بار دستشو جلوم تکون داد
هینا: ب.بله اها ببخشید حواسم پرت شد
مایکی: پیاده شو
هینا: باشه
و از ماشین پیاده شدم
خیلی بزرگ و قشنگه( ت پارت قبل هست )
همه پیاده شدن و راه افتادیم ب سمت داخل ویلا
وای خدا چ خفنههه
مایکی رو مبل ( عکس دوم ) نشست و روبا روشم ی استخر تقریبا بزرگ بود
سانزو هم کنارش نشست و ران و ریندو هم ک رفتم سمت نوشیدنی های الکلی( عکس ۳ )
سانزو هم رو پله های ( عکس ۳) نشست و کوکو و کاکوچو هم طبقه ی بالا ( عکس ۲) بودند منم داشتم دور استخر میچرخیدم ک سانزو گفت: خب هینا.. نظرت چیه؟
هینا: خیلی قشنگهههه واقعا رویاییه وای اینجا مال کیه؟
کوکو از طبقه ی بالا: مال مایک....
مایکی: مال سانزوعه
سانزو ک انگار ی چیزی رو متوجه شد گفت خب ب نظرم اسم مایکل برای من مناسب نی کوکو
کوکو: پوزخند*
هینا: اوممم ... مایکی ؟
مایکی نگام کرد*
مایکی : بله؟
رفتم کنارش وایسم ک سانزو پاشد رفت و مایکی ب کنارش اشاره کرد منم کنارش نشستم و آروم طوری ک فقط خودش بشنوه گفتم
هینا: من تا کی باید نقش نامزدتو بازی کنم؟
مایکی: ت هنوز درگیر اونی... فک کنم نظرت تغیر کرده
هینا: خب در مورد اعترافت باید بگم ... اممم حست ... دو طرفس
مایکی : خوبع
و دستمو گرفت و بلند شد منم مجبور شدم بلند شم
مایکی ب سمت طبقا ی بالا رفت و منم با خودش برد و از کنار کوکو و کاکوچو رد شدیم و رفت سمت اتاقی
وقتی وارد اتاق شدیم درو بست
هینا: هی .. چیزی شده؟
مایکی من ب سمت تخت کشوند و همزمان رو تخت نشستیم( عکس ۴)
مایکی آروم منو بغل کرد ک منم مردم از خجالت
آخه این کارا از مایکی بعید بود
مایکی: میشه.. الان بخوابیم؟
هینا: خواب؟ ت خوابت میاد؟
مایکی: اوهوم
همیا: باشه هرجور ک ت میخوای
اینو گفتم ولی کلا صورتم سرخ بود
وای خدااااا
مایکی آروم دراز کشید منم کنارش دراز کشیدم ک منو آروم ولی محکم بغل کرد ک باعث شد ی کمی بیشتر سرخ شم و سرشو توی گودی گردنم گذاشت ینی بالشت روش سر مایکی روش گردن من بود و منم دستمو با تردید لای موهاش کردم و وقتی موهاشو بو کردم بوی بارون و گل نرگس میداد وای خدااا
کم کم خوابش برد ک منم کنارش خوابیدم
ساعت ۲ شب :
کم کم چشامو باز کردم و دیدم مایکی هنوز ت همون حالته و منو بغل کرده آروم طوری گ بیدار نشه گوشیمو از بالای سرم برشتم و و ساعتو دیدم دو شب بود خواستم دوباره بخوابم ک پیامی برای گوشیم از طرف ناشناس اومد و ........
ادامه دارد ...
#مهمترینداراییبانتن #انیمه #مایکی #بونتن #توکیوریونجرز #گنگ #ژاپن #سناریو #وانشات #ریاکشن
لایک و فالووووووو
حمایت فراموش نشه
از زبان هینا:
مایکی : هینا .. هیما کجایی؟ و چند بار دستشو جلوم تکون داد
هینا: ب.بله اها ببخشید حواسم پرت شد
مایکی: پیاده شو
هینا: باشه
و از ماشین پیاده شدم
خیلی بزرگ و قشنگه( ت پارت قبل هست )
همه پیاده شدن و راه افتادیم ب سمت داخل ویلا
وای خدا چ خفنههه
مایکی رو مبل ( عکس دوم ) نشست و روبا روشم ی استخر تقریبا بزرگ بود
سانزو هم کنارش نشست و ران و ریندو هم ک رفتم سمت نوشیدنی های الکلی( عکس ۳ )
سانزو هم رو پله های ( عکس ۳) نشست و کوکو و کاکوچو هم طبقه ی بالا ( عکس ۲) بودند منم داشتم دور استخر میچرخیدم ک سانزو گفت: خب هینا.. نظرت چیه؟
هینا: خیلی قشنگهههه واقعا رویاییه وای اینجا مال کیه؟
کوکو از طبقه ی بالا: مال مایک....
مایکی: مال سانزوعه
سانزو ک انگار ی چیزی رو متوجه شد گفت خب ب نظرم اسم مایکل برای من مناسب نی کوکو
کوکو: پوزخند*
هینا: اوممم ... مایکی ؟
مایکی نگام کرد*
مایکی : بله؟
رفتم کنارش وایسم ک سانزو پاشد رفت و مایکی ب کنارش اشاره کرد منم کنارش نشستم و آروم طوری ک فقط خودش بشنوه گفتم
هینا: من تا کی باید نقش نامزدتو بازی کنم؟
مایکی: ت هنوز درگیر اونی... فک کنم نظرت تغیر کرده
هینا: خب در مورد اعترافت باید بگم ... اممم حست ... دو طرفس
مایکی : خوبع
و دستمو گرفت و بلند شد منم مجبور شدم بلند شم
مایکی ب سمت طبقا ی بالا رفت و منم با خودش برد و از کنار کوکو و کاکوچو رد شدیم و رفت سمت اتاقی
وقتی وارد اتاق شدیم درو بست
هینا: هی .. چیزی شده؟
مایکی من ب سمت تخت کشوند و همزمان رو تخت نشستیم( عکس ۴)
مایکی آروم منو بغل کرد ک منم مردم از خجالت
آخه این کارا از مایکی بعید بود
مایکی: میشه.. الان بخوابیم؟
هینا: خواب؟ ت خوابت میاد؟
مایکی: اوهوم
همیا: باشه هرجور ک ت میخوای
اینو گفتم ولی کلا صورتم سرخ بود
وای خدااااا
مایکی آروم دراز کشید منم کنارش دراز کشیدم ک منو آروم ولی محکم بغل کرد ک باعث شد ی کمی بیشتر سرخ شم و سرشو توی گودی گردنم گذاشت ینی بالشت روش سر مایکی روش گردن من بود و منم دستمو با تردید لای موهاش کردم و وقتی موهاشو بو کردم بوی بارون و گل نرگس میداد وای خدااا
کم کم خوابش برد ک منم کنارش خوابیدم
ساعت ۲ شب :
کم کم چشامو باز کردم و دیدم مایکی هنوز ت همون حالته و منو بغل کرده آروم طوری گ بیدار نشه گوشیمو از بالای سرم برشتم و و ساعتو دیدم دو شب بود خواستم دوباره بخوابم ک پیامی برای گوشیم از طرف ناشناس اومد و ........
ادامه دارد ...
#مهمترینداراییبانتن #انیمه #مایکی #بونتن #توکیوریونجرز #گنگ #ژاپن #سناریو #وانشات #ریاکشن
لایک و فالووووووو
حمایت فراموش نشه
- ۳۷.۸k
- ۱۹ فروردین ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط