{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

『 #Dark Fantasy Romance 』

『 #Dark Fantasy Romance 』
The Scarlet Cure
━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━
پارتـ.ـ²³

با خالی شدنِ تالارِ شورا، جونگ‌کوک خشمگین و کلافه راهیِ برجِ شخصی‌اش شد.
در این میان، لیندا در اتاق بالای سرِ الوآ نشسته بود. الوآ همچنان بی‌هوش و بی‌رمق روی تخت افتاده بود، پوستش به سفیدیِ گچ می‌زد و تنفسش آن‌قدر سطحی و ضعیف بود که انگار هر لحظه ممکن بود متوقف شود. لیندا دستمالِ نم‌داری را روی پیشانیِ داغِ او کشید و مرهمِ جدیدی روی زخمِ دوباره‌ بازشده‌ی گردنش گذاشت، اما کلافگی و نگرانی از چهره‌اش می‌بارید.
درِ بزرگِ اتاق با صدایی سنگین باز شد و جونگ‌کوک وارد شد. شنلِ سیاهش را روی صندلی انداخت و با گام‌هایی بلند خودش را به بالای سرِ الوآ رساند. نگاهِ تیره‌اش روی چهره‌ی بی‌جانِ دختر نشست و با صدایی بم و خش‌دار پرسید:
— چشه لیندا؟ چرا هنوز به هوش نیومده؟
لیندا دستمال را درون ظرفِ آب انداخت، دست‌هایش را با پارچه‌ای خشک کرد و بدون اینکه خم به ابرو بیاورد یا تعظیم کند، با لحنی کاملاً رک و بی‌پرده رو به جونگ‌کوک گفت:
— انتظار داری چشم بشه؟ اوضاعش اصلاً خوب نیست. بدنش دیگه حتی رمق نداره خونی که از دست میده رو جایگزین کنه.
جونگ‌کوک چشمانش را باریک کرد و با اخم گفت:
— من فقط مقدارِ کمی ازش نوشیدم تا سم توی بدنم فروکش کنه!
لیندا اهی کشید، کلافه دست به سینه شد و مستقیم توی چشم‌های پادشاه زل زد:
— ولی این دختر یه انسانِ عادیه، نه یه جادوگر یا اژدهاسوار که انقدر جثه و توان داشته باشه! خونِ اون تنها چیزیه که جلوی کشته‌شدنت توسط زهر رو می‌گیره و زنده نگهت می‌داره... اما اگه همین‌طوری بی‌ملاحظه مدام زیاده‌روی کنی و از خونش بنوشی، این دختر زیر دستت تموم می‌کنه و می‌میره!
جونگ‌کوک دندان‌هایش را روی هم فشرد. لحنِ صریح و بدون تعارفِ لیندا مثل تیغه‌ای تیز درونِ مغزش فرو می‌رفت.
لیندا نگاهی همدردانه به الوآ انداخت و دوباره رو کرد به جونگ‌کوک:
— افتادی توی یه بن‌بستِ احمقانه... اگه خونش رو نخوری، زهرِ اژدها خودت رو از درون می‌سوزونه و نفست رو می‌بره؛ اگه هم به این وضع ادامه بدی، اون می‌میره و با مرگش، تنها راهِ نجاتت رو برای همیشه با دست‌های خودت می‌کشی! باید بذاری بدنش جون بگیره و تقویت بشه، وگرنه کارش تمومه.
جونگ‌کوک نگاهش را از لیندا گرفت و به دست‌های لرزان و بی‌رنگِ الوآ دوخت. سکوتِ خفه‌کننده‌ای اتاق را فرا گرفت، در حالی که سوزشِ خفیفی دوباره درونِ رگ‌های پادشاه شروع به خزیدن کرده بود...
ادامه دارد...

شرط‌ها = 60 لایک ــ 50 کامنت ــ ۲۰ بازنشر
#TheScarletCure #DarkFantasyRomance #JeonJungkook #JungkookFanfiction #EluaVoltaire #JKFF #EnemiesToLovers #DarkRomance
دیدگاه ها (۶۸)

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط