پدرخوانده part 7

پدرخوانده part 7

@معلوم هست داری چه غلطی میکنی؟!
_هعیی آروم باش اون دختر گناهی نداره که به خاطرش عذاب بکشه پایه اونو وسط نکش
@خیله خب باشه راستی مدارک؟
_نگران نباش بهت میدمشون فقط تا چند روز برو خونه خودتون
@چرا؟!
_فک نمیکنم به تو مربوط باشه
@هه تنت میخواره؟!
_بهتره خفه شی با ملایمت باهات رفتار کردم پرو شدی گمشو بیرون(عربده)
@خیله خب ایششششش
_اوهوی اینارم ببر
@این به درخت میگن دخترا بیاین بریم
@باشه اومدیم
آخیش رفتن
_مکسسسسس
@بله قربان
_ تا دو روز برو مرخصی شنیدم خانومت مریضه
@بله آقا مریضه
_پس برو
@ولی....
_ولی نداره برو دیگه
@چشم
خب اینم رفت اول برم پیش ا.ت بعد برم شرکت
_ا.ت(داد)
+یا هفت جد بنگتن چی شده من زندم تو کی؟!(ترسیده)
_(پاره از خنده)
+آییی زهرمار سکته کردم
_ببخشید می خواستم ازت یه سوال بپرسم
+بوگو
_گروه خونیت چیع؟!
+گروه خونیم واسه چیته؟!
_تو بگو
+(A+)
_ممنون خب من برم بای
+بای راستی
_بله
+میگم میشه با دوستم برم بیرون؟!
_پسره یا دختر؟
+دختر
_باشه برو لباس باز نپوش آرایش غلیظ هم نکن بار هم نمیری قبل از ساعت ۷ خونه ایی
+باشه عشقم
_چی گفتی الان؟
+گفتم باشه
_نه بعدیش
+عشقم
_جانم(ذوق)
+آخیی چه ذوقی کرد
_چرا ذوق نکنم
+عه مگه نمی خواستی بری
_چرا من رفتم مراقب باش
+توهم همینطور
خب خب حالا نوبت منه رفتم حموم یه دوش ۴۵مینی گرفتم اومدم بیرون رفتم سمت کمد یه لباس خوشگلش برداشتم(اسلاید دوم)
موهامو خشک کردم بافتمشون یه آرایش لایت کردم زنگ زدم به سالی
مکالمشون
+الو گاو چطوری؟!
@جا سلامته خره
+عه خودتم که سلام ندادی
+@(خنده)
@خب چیکارم داشتی؟!
+اسکل قرار بود بریم بیرون
@عه وا راس میگی الان میام راستی آدرس بده
+............(آدرسو داد مثلا)
@خیله خب نیم ساعت دیگه اونجام
+اوکی خدافظ
@خدافظ
پایان مکالمه
تا سالی بیاد رفتم پایین تلویزیون روشن کردم اخبار داشت میداد
(اخبار)نزدیک مکان.....تصادف بزرگی رخ داده و یکی از کسانی که تصادف کردن به شدت زخمی شدن و در بیمارستان هستن اسم این فرد کیم تهیونگ ۲۶ساله از بوسانه(انگار نقاشیشو فرستادن برنامه کودک😶)
یه لحظه خشکم زد یعنی چی چطوری
(اخبار)گزارش شده حال او بسیار وخیم است لطفا خانواده او هرچه سریع تر به بیمارستان......مراجعه کنند
از جام پاشدم فقط گریه میکردم چرا؟چرا اینطوری شد؟باید زنگ بزنم به سالی
+الو سالی
@دختر نزدیکم
+سالی تهیونگ(بغض) (سالی از رابطه تهیونگ و ا.ت خبر داره)
@تهیونگ چی؟!
+تهیونگ....
&تو کی هستی؟!تو خونه برادرم چیکار میکنی؟!

ادامه دارد

بمانید در خماری

امیدوارم خوشتون بیاد
روزی ۲پارت میزارم
راستی اگه حمایت نشه دیگه نمی نویسم


جبران پارت قبل که کم شده بود.
دیدگاه ها (۱۷)

From hate to lovePart:9 ویو آرتمیسدلم خیلی درد میکرد و داشتم...

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

دختر تنها {2}

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

پارت 1

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

#عشق در نگاه او part 3 من خمار وایساده بودم و داشتم به بوسه ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

دیشب داخل خیابون یه دختر گوشیمو انداخت داخل جوب🫪دختر رو پاره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط