منو تهیونگ به کلاس خیره شدیم و رفتیم تو که یهو در بسته شد

منو تهیونگ به کلاس خیره شدیم و رفتیم تو که یهو در بسته شد دویدم سمت در تا بازش کنم ولی فهمیدم قفل شده بود
+اهههه باز شو لعنتیییی
×بزار کمکت کنم
×فایده نداره باز نمیشه
+ای بابا یعنی تا فردا اینجاییم
یک دفعه از توی راه رو صدای پای کسی اومد
+واییی
یهو ته دستش رو گذاشت روی دهنم
×میخوای صداتو بشنوه(خیلی آروم)
سرمو به نشانه نه تکون دادم
بعدش صدای پای کسی نیومد و تهیونگ دستش رو از جلوی دهنم برداشت که چشام سیاهی رفت و...
دیدگاه ها (۰)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part69بلندشدم و برقو خاموش کردمتختم دونفره بو...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁷ویو یوناداشتیم میرفتیم سمت کوه ...

چند پارتی

چند پارتی (درخواستی)

dark life = 48ات تمام شب رو با چشم‌های باز گذروند. روی تخت د...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۲: هن...

پارت ۳۶

فاصله یک لبخند تا جنون

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

وقتی دابمسش گرفتی ولی...🙃🎀ویو نویسنده اون ور پسرک داستان ما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط