دختر بازیگوش من

پارت 16
«ویو سوا»
وای که چه قدر ازش بدم میاد...داشتم میخوردم که تهیونگ گفت.

تهیونگ: شاهدخت یه خبر دارم برات.
سوا: چی؟.
تهیونگ: امروز رفتیم بیمارستان.
سوا: چیشده اتفاقی افتاده هانول درد داری؟(ترس،استرس)
هانول: نه عزیزم خوبم به دلیل دیگه ای رفتیم بیمارستان(لبخند)
سوا: خب به چه دلیل؟.
تهیونگ: پرنسس شرط رو باختم(خنده)
سوا: منظورت چیه کدوم شرط؟.
تهیونگ: جنسیت بچه دیگه(کلافه)
سوا: جدی میگی حق با من بود(ذوق،خنده)
تهیونگ: اره(خنده)
سوا: جیمین جونگ کوک اماده باشید.
جیمین: چرا؟.
جونگ کوک: تهیونگ شرط رو باختی؟.
تهیونگ: اره میشه لطفا این قدر نکوبید تو سرم(خنده)
جیمین: نه نمیشه باید بفهمی از الان بچت باهات یار نیست رفیق(خنده)
جونگ کوک: پس اوکی شد(خنده)
یجی: چی شده؟.
یونا: چیزی نیست.(جدی،سرد)
یجی: اها اوکی.
یونا: اره(جدی،سرد)
تهیونگ: باشه فردا شب کلاب VIP مخصوص خودتون(خنده)
ارا: تهیونگ خیلی بدی(مظلومانه)
تهیونگ: چرا عزیزم؟.
ارا: خیلی نامردیه ما سه تا هنوز به سن قانونی نرسیدیم.(مظلومانه)
سوا، یونا: صحیح، موافقم
تهیونگ: جوش نزنید فردا شب اختصاصی برای خودتون اصلا میخوایید ما هم نیاییم شما سه تا حال کنید واسه خودتون(خنده)
ارا: نه دیگه همه باهم اینجوری بیشتر کیف میده(لبخند)
تهیونگ: بسیار هم عالی(خنده)
یونا: ابجی هانول اخرش من نفهمیدم جنسیت بچه چی شد؟.
هانول: آخی عزیزم بچه دختره(لبخند)
یونا: واییییی خدا خیلی خوشحال شدم مبارکه خداکنه زود تر به دنیا بیاد میخوام هرچه زود تر بغلش کنم.
جونگ کوک: خانوم خانوما کوتاه بیا پدرومادر بچه اینقدر عجله ندارن واسه به دنیا اومدنش تو دیگه چرا.
یونا: داداش بیخیال حداقل یه بچه میاد تو خانوادمون که سرگرمش شم.
جونگ کوک: مگه بچه ی توعه که سرگرمش شی؟(خنده) دیوونه.
یونا: داداش بیخیال.
هانول: تا اینجا که من متوجه شدم یونا عاشق بچه هاس نه؟.(لبخند)
یونا: دقیقا(لبخند شیطونی😈)
هانول: باشه پس وقتی پرنسس کوچولو به دنیا اومد تو بیا خونمون مراقبش باش(لبخند)
سوا: هـــــــی ابجی هانول منطقی نیست پرنسس کوچولو لقب منه نه اون جوجه (چپ چپ به هانول نگاه میکنه) ولی چون این اسم بَرازَنده ی برادرزادمه پس گذشت میکنم و اسم پرنسس کوچولو رو به جوجه کوشولوتون میدم(بغض فیک)
تهیونگ: پرنسس کوچولو داداش حتی اگه لقبت رو به برادرزاده ات بده بازم تو برام پرنسس کوچولو داداشی هستی اوکی(جدی)
سوا: خیلی خوشحالم که همچین داداش غیرتی دارم(خنده) _با حرف سوا همه شروع کردن به خندیدن_


شرط:(20 لایک) خواندن بدون لایک حرام است❤جدی میگم🤌
حمایت نمیکنید منم نمیزارم پارت بعد رو😒
دیدگاه ها (۴)

ᴘᴀʀᴛ ۳۵ | یه روز خاصچند روز بعد...جونگ‌کوک وقتی از شرکت برگش...

« 𝑩𝒆𝒇𝒐𝒓𝒆 𝒍𝒆𝒂𝒗𝒊𝒏𝒈 »« پارت : اول » جونگکوک با تکون خوردن تخت ب...

معامله p30آن روز، بالاخره صبر تهیونگ تمام شد.در اتاق با صدای...

پارت ۴۶

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

ویو تهیونگ بعد از غذا:بند شدیم و اماده شدیم.تو ماشین بودیم ک...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁹ویو تهیونگ که یهو صدایی از دور ...

« فقط پیش تو » چند دقیقه گذشته بود و جونگ‌کوک هنوز سرش روی پ...

پارت ۱۰یونا: نههه چرا تویونگی : بگو انقد کش نده مگه‌کیهیونا:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط