{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنی یک مار داشت بعنوان حیوان خانگی.طول مار حدود 7 متر بود

زنی یک مار داشت بعنوان حیوان خانگی.طول مار حدود 7 متر بود به یکباره مار دیگه غذا نخورد دو هفته ی میشد که دیگه مار غذا نخورد زن تلاش میکرد که مارش غذا بخورد ولی مار امتناع میکرد..زن مارو پیش دامپزشک برد.دامپزشک ب زن گفت آیا تازگیا مار کنار شما میخوابه و خودش رو ب دورتون حلقه میکنه و کش میده ؟؟زن گفت بله.ولی خیلی ناراحتم ک نمیتونم براش کاری بکنم (blue)
دامپزشک گفت که این مار بیمار نیس بلکه داره خودشو آماده میکنه که شمارو بخوره.اون هر روز کنار شما خودشو اندازه میکیره که چقدر باید جا داشته که بتونه شمارو هضم کنه
این حکایت بعضی ادماس که بهت خیلی نزدیک میشن ولی با هدف اینکه نابودمون کنن.فقط دنبال فرصت مناسب هستن..
دیدگاه ها (۷)

انسان سه گونه میمیرد:مرگ روحمرگ وجدانمرگ جسم مرگ روح یعنی : ...

گاه دلم تنگ می شودبرای خاطرات خوب باهم بودن...

توفقطیکبارزندگی خواهی کرد،پس برای خودت رندگی کنمهم نیست که ...

📗زنی به عنوان حیوان خونگی یه مار داشت و خیلی اون مارو دوست د...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟎غرق خواب بودم که یکی زد به در و صدام ک...

پارت۴۶

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

{سناریو ریندو}یکم هنتای داره مشتی خواستی نخون 🎀 چشماش دودوتا...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟎هردو پسر خرید هاشون تموم شده بود و دم ...

#تکپارتیموضوع:(وقتی به ریچارد بیشتر از تو اهمیت میده و تو عص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط