{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

no copy

no copy
بلا خره یه روز به ارزوم می رسم....

درصف اول نماز جلو تر از همه پیش نماز می ایستم...

و همه به من اقتداخواهند کرد ...

نماز که تمام شد همه به سمت من خواهند امد.....

چقدر عزیز خواهم شد....

بعد از چندقدم که بر می دارند...

یکی از لابه لای جمعیت فریاد می زند:

بلند بگو:

((لااله الا الله))
دیدگاه ها (۱)

پارت سوم ویو ات ساعت ۱ خورده ای بود که الا اومد توی دفترم ال...

یکی از شو کرونای درخواستی داشت

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁸مهم نیست که دیگران چی میگنواژها‌ و اندیشه ها ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌73نینا بی‌حرکت ایستاد.دست‌هاش ناخودآگاه ...

🍷 شراب قرمزقسمت هفتم: خائنصدای قفل شدن در، داخل اتاق پیچید.ر...

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخر بخش۱

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 45صبح روز بعد، طوفان شدیدتر شده بود....

پارت نهم ات. همه رو دعوت کردم از اوزو مافیا تا خواننده کارت ...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط