امان‌نامه

امان‌نامه

عصر روز نهم محرم است، شب عاشورا...
شهادت یاران و همراهان امام حسین(ع) مسلم و قطعی است امام حسین(ع) در این ساعات اخیر به بهانه‌های مختلف، همدلان وهمراهان را فراهم آورده و همه را مطمئن کرده است که پایان این مسیر، بی‌تردید شهادت است...
اکنون، اینکه با نامه‌ای در دست، در اطراف خیمه‌های امام حسین(ع) پرسه می‌زند، شمر است، تردید در طرح آنچه در دل و دست دارد او را کلافه کرده است.
قدم می‌زند، دندان می‌ساید، چشم نازک می‌کند، گیجگاهش را با انگشت می‌فشارد، چنگ در مویش می‌زند، اما صدا نمی‌کند.
او -شمر- از قبیله بنی‌کلاب است و ام‌البنین، نیز از همین قبیله است، دختر حزام بن ربیعه کلابی شاعر؛ پس شمر با ام‌البنین و پسران او عباس، عبدالله، جعفر و عثمان خویشاوندی دارد.
شمر، فرزندان ام‌البنین را خواهرزاده می‌داند و می‌خواند.
او نه به دلیل خویشاوندی، بلکه به این علت که دور حسین(ع) را از چهار دلاور، به خصوص اسوه شهادت، عباس(ع)، خالی کند، رفته است از ابن زیاد، امان‌نامه برای این چهار خویش گرفته است.
و اکنون امان‌نامه در دست، در اطراف خیمه‌ها پرسه می‌زند و دنبال راهی برای طرح این ماجرا می‌گردد.
آنچه باعث رخنه تردید در ذهن و دل او می‌شود، این است که اطمینانی به شنیدن پاسخ مثبت ندارد و از خفت و سرافکندگی می‌هراسد؛ اما عاقبت دل یک‌دله می‌کند و فریاد می‌کشد:
آی خواهرزاده‌های من کجایید؟
عباس!
عبدالله!
جعفر!
عثمان!
کجایید؟
من شمرم، حرفی با شما دارم.
این چهار دلاور در محضر حسین(ع)اند، دو زانو نشسته‌اند و آخرین جام‌های عشق و معرفت را از دست‌های حسین(ع) می‌نوشند.


ادامه دارد...
لطفا ادامه را در پست بعدی بخوانید👇 http://wisgoon.com/pin/27226227/


📗#ادب_در_کربلا
📝#سید_مهدی_شجاعی
#بریده_ای_از_کتاب #پیام_عاشورا #حق #باطل #سخن_بزرگان #سخن #یا_حسین #یاحسین #امام_حسین #اباعبدالله_الحسین #کربلا #عاشورا #تاسوعا #شهادت #علمدار_کربلا #ابوالفضل_العباس #حضرت_امام_حسین #حضرت_ابوالفضل #محرم #اربعین #عزاداری #عزاداری_محرم #سالار_شهیدان #عکس_نوشته_گرد

کانال تلگرام 🌸مهر بانو ۲۰۱۸🌸
https://t.me/joinchat/AAAAAEZCXhtYKvSlLlU1Cw

اینستاگرام و تلگرام من: @MehrBanooo_2018
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه سی و هشتم: عثمان بن سعید (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

خسف | قصه سی و دوم: امام جواد (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه سی و چهارم: امام عسکری (ع) (بخش پایانی)

شب اول قبر به فریادت برسه بنویس یاحسین(به یاد آور) روزی را ک...

خسف | قصه سی و دوم: امام جواد (ع) (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط