نمی دانم تو می دانی! دلم از دوری ات یخ بست و چشمانم تب عش

نمی دانم تو می دانی! دلم از دوری ات یخ بست و چشمانم تب عشق نگاهت را چه نرگس وار دزدیدند,نمی دانم تو می دانی! که مرغ وحشی قلبم برای هجرت رویت چه عاشق وار پر می ریخت,نمی دانم تو می دانی!که در سرمای این وجدان در این روح پر از بیداد تو تنها آرزو هستی که می مانی,ولی افسوس وصد افسوس که می دانم نمی دانی
دیدگاه ها (۳)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی نمی‌دا...

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۱۱لیویا هیچ‌چیزی بر...

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

Cold melody part 7متوجه شدم! پس می‌خوایم یه بازیِ "کِش و قوس...

متن ترانه آهنگ مجسمه علی سورنابه جز مرگ که بی سایه استاین جه...

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

پشت نقاب عشق 💗نویسنده: جئون جنیا.ت: «کوکی… باید باهات حرف بز...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط