فیک اجبار پارت 32

پارت ۳۴


♒فیک اجبار♒



اره باید بگم که.......نه لونا مگه تو دیواانه ایییی ساکت شو دختر(چیشد فک‌کردین به این زودیا میفهمین؟🤣😐)

اوووف دوباره دوش بگیرم به خودم بیام......


کوک
اصلا نمیفهمم لونا چرا اینجوری میکنه حرف جی وونگ رو میزنم کلا رنگش میپره...... لکنت میگیره....حتما یه چیزی بینشون هس......
میلا:خسته نباشی دلاور...
کوک:چی میگی....تو باز سر کلت پیدا شد بیشور روانی
میلا:اه..چرا فحش میدی...دیگه نمینویسمااااااااا
کوک:خا بابا غلط کردم ببرو بنویس......
•••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
جی وونگ

این‌کوک واقعا احمقه لونا هم که خیلی زایس تهش خودش خودشو لو میده نیازی به گفتن من نیست.....ولی قبلش یکم باید با لونا خانم بازی کنم.....خشک و خالی نمیشه که........😏😏😏😏🙄😶😑
حالا فعلا یکم خودمو مظلوم نشون بدم تا.........
×اوه لونا خانم خوبی؟؟؟
+......ء
×اه زبونتو موش خورده؟؟؟؟
+......ء
×خیلی نگرانم شدی نه؟؟؟بایدم بشی..... اخه من قراره اینجا بمونم...میدونی که
+قدمت رو چش
×واقعا؟؟؟؟؟؟
+تو.....تو..تو میتونی راه..بری؟.....
×هه فک کردی واقعا فلج شدم؟😏
+تو.....تو یه رو...روانیییی....
×اره......روانیه ....(فعلا لازم نکرده بدونین 🤣)
_عشقمممممم کجاییی
×برو پیش شوهر جونت....
□□□□□□□□□□□
لونا
باورم نمیشه میتونه راه بره ......البته از اون شیطان همه چی بعیده....اصلا چرا به ذهن خودم نرسید..‌..‌‌‌....
سریع رفتم پیش جونگ کوک تا شک نکنه.....
نمیتونم به جونگ کوک بگم که خودم لو برم......
(یعنی واقعا باید به جونگ کوک میگفتم؟؟؟؟)

سوال رو شما جواب بدین👆



#FICEJBAR
دیدگاه ها (۱۱)

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

پارت ۲۶

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

پارت ۴۱

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت چهارمساعت از دو بعدازظهر گذشته بو...

پارت اخر فردا ساعت۱۲:۳۰ویو تهیونگ:از خواب بیدار شدم و دیدم ج...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

پارت ۱۰یونا: نههه چرا تویونگی : بگو انقد کش نده مگه‌کیهیونا:...

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط