شب میشه چراغ اتاقو خاموش میکنی پتو رو م

شب میشه چراغ اتاقو خاموش میکنی پتو رو میکشی رو سرت گلوت درد میگیره صدات بالا نمیاد چونت میلرزه نبضت تند تند میزنه یه قطره از گوشه چشمت میاد میخندی به خودت میگی بیخیال رفت که رفت یهو زیر پتو قلبت درد میگیره بغضت میترکه زمینو چنگ میزنی و به یه بیمعرفت فکر میکنی با خودت میگی گریه نکن تو قویتر از این حرفایی گریت بیشتر میشه بالشت خیس شده و میری تو فکر کم کم اشکات کم میشه باز یه نیش خند میزنی و خوابت میبره ........
دیدگاه ها (۱۴)

You are mine...⁹[ویو نیلا]با حس دلدرد شدیدی از خواب بیدار شد...

پارت۸که جونگکوک با گریه از خواب بیدار شد و محکم یوری رو بغل ...

عشقی حقیقی

Iove and the moonPart30ویو فردا صبح کوک: سلام یونا: سلام چه ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 7۹از اتاق خارج شدن ک...

پارت ۳۱ یوجین:چی؟نه‌نه نه شیو:چته تو ؟یوجین:هیچی خب به من چه...

عاشقانه های شبنم

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p80محکم...اما نه اون‌قدر که درد بگیره.نی...

تکپارتی درخواستی

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty ویوی تهیونگ :از اینکه جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط