"تجربياتِ قبليت برام اهميتى نداره!من قراره آخرينت باشم پس

"تجربياتِ قبليت برام اهميتى نداره!من قراره آخرينت باشم پس..مهم نيست!اما راجبه چيزى كه باهاش درگيرى.."
نگاهت رو كنجكاوانه بهش دوختى:
"با چى درگيرم؟"
جعبه مخملى از جيبِ كتش خارج و اون رو،روى ميز قرار و سمتت هل داد:
"فكر ميكنم اين بيشتر به لباست مياد!"
متعجب نگاهت رو به جعبه مخملى دوختى.با دراز كردنِ دستت اون رو گرفتى و بعد مردد بازش كردى.
ناباور از گوشواره هايى كه تو جعبه قرار داشت،همراه با اخمِ محوى نگاهت رو دوباره به مرد دادى:
"اينها…تو چيكار كردى؟"
مردِ بزرگتر نرم خنديد،درحالى كه سمتِ در ميرفت تا از اتاق خارج بشه،گفت:
"فقط براىِ همسرم،يك جفت گوشواره خريدم!اين بينِ زوجها عاديه عزيزم!اوه البته شايد تو تجربياتِ قبليت اينطور نبوده!
دیدگاه ها (۲)

کپشنننن مهمهههه گودی گودی🎀🤣عروسک من😈🔞پارت بیست و هشتویکتور ب...

پارت ۵۷

#دوپارتیهیونجین/ا.تP:2تو اون شب...آسمون تنهات نزاشت. آسمون ه...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌Jungkook«بخاطرت‌دنیا‌رو‌به‌اتیش‌میکشم‌عرو...

#تکپارتیموضوع:(وقتی برای اولین بار بدون میکاپ مارو میبینن و ...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁵ویو میکا_____صدای قدم...

شیسه ترسیده بود. شاید چهره سرد و بی خیالی به خودش می‌گرفت ام...

وقتی مجبور بودی نقش معشوقه اش رو بازی کنی💚 پارت ۳وقتی وارد م...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 21چند روزی از اون اتفاق گذشته بود و رینا سعی ...

#دوپارتیموضوع:(وقتی باهم قهرید)هان/ا.تبا صدای آزار دهنده زنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط