اصلا قلبم میخواد باهات حرف بزنه!

اصلا قلبم میخواد باهات حرف بزنه!
تو فقط گوش بده، شاید دلت راضی شد!
دلت که راضی بشه، میشی هم قدمِ قدم هایِ رو به آسمون من!
اینطور نیست؟!
میشنوی اصلا صدامونو؟!
من و قلبم دوتایی داریم اسمتو فریاد میزنیم،
تا از شرِ صدای عقلم راحت بشیم!
تو باید اینجا باشی،
وقتی منو و قلبم داریم سعی می‌کنیم عقلمو شکار کنیم!
تو باید اینجا باشی، دستتو بزاری روی شونم، به صورتم لبخند بزنی و
بگی که تویِ این جنونِ تدریجی،
من تنها نیستم!
تنها نبودن، جذابِ ترین سکانسِ
تاریخِ انسان بودنه!
بیا و بگو که تنها نیستم:))
#زینب_عمادی

#جذاب #خاص #هنر_عکاسی
دیدگاه ها (۱)

مامان یاسی... کجا؟ واسه چی داری جدی‌جدی می‌ری؟ 🥺💔باورم نمیشه...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

Part ³⁰ویو لیلییکی زدم به شونش + خیلی بدجنسی مال من واقعا یه...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.13الیز:باشه همه رف...

Dark heart

اول از همه میخام از همتون معذرت خواهی کنم که دیر پارت میزارم...

رمان اسیر خان پارت دوازدهم ۱۲

**پارت ۹**چند روز از اون حمله‌ی خونین و وحشتناک گذشت. عمارت ...

You are mine...⁴[ویو نیلا]بعد از اینکه همه رفتن،جونگکوک از ر...

پارت: 24 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آسمونِ بیرون از پنجره‌های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط