عشقی از نوع اجبار. پارت۱۴

Part :14 عشقی از نوع اجبار
ات ویو:
سویی قرار بود فردا صبح بیاد
الانم ساعت ۱۱ شب بود
رفتم حموم و در اومدم وقت خواب بود اما عادت دارم با لباس خواب بخوابم و اون لباس ها جوری هستن که بدن نما هستن من واسه فقط عادت کردم و تا حالا جلوی هیچ کسی از این لباس ها نپوشیدم ولی ۲ روزه که بدون لباس خواب خوابیدم واسه همین دیگه نمیتونم تحمل کنم مهم نیست میپوشم من با کوک قرارداد دارم که حق نداره بدون اجازه بهم دست بزنه پس منم همون لباس ها رو میپوشم .
ولی یهو کرمم گرفت گفتم بزار تحریکش کنم و چون تو قرارداد نوشته نمیتونه بدون اجازه ی من کاری کنه و اگه هم کرد ۲ هفته از اینجا میرم هوووووو در هر صورت به نفع منه پس رفتم یکی از لباس های خوابمو پوشیدم همون موقع گوشیم زنگ خورد فیلیکس بود و همون موقع کوک هم اومد تو اتاق بهش اهمیت ندادم و مشغول صحبت با فیلیکس شدم
÷ات به کمکت نیاز دارم فوریه
+چرا چیشده؟کجایی؟
÷ات به دوستام گفتم دوست دختر دارن گفتن نشونشون بدم بهونه اوردم سرش شلوغه حالا میخوان من باهات صحبت کنم اگه عشقم و نثل دوست پسر با من حرف زدی یعنی زنگت بزنم بعد بزنم رو بلندگو مثل دوست دخترم باهات حرف بزنم تو هم مثل دوست پسرت اینجوری ولم میکنن مگرنه میخوان بفرستنم سر قرار تو رو خدا
+😂😂باشه باشه کمکت میکنم😂😂
÷نخند😐
+😂😂😂نمی.... نمیت....نمیتونم😂
÷باشه خب پس من قطع میکنم بعد دو دقیقه زنگت میزنم مثل دوست پسرت باهام رفتار کن
+باشه😂😂
÷خداحافظ
+بای
قطع کردم و با خنده رو تخت دراز کشیدم که یهو دیدم کوک عین گاو زل زده بهم
+چشات رو درویش کن
_هه من که تو رو نگا نمیکنم خوش خیال
+آره منم باورم شد
رو تخت دراز کشیدم معلوم بود یه کم تحریک شده . همون موقع فیلیکس زنگ زد یاد حرفاش افتادم زدم رو جواب

+سلام عشقم خوبی نفسم؟😙😚

÷مرسی زندگیم چه خبرا چی کار میکنی ؟

+منم هیچی عشقم بیکار داشتم از دل تنگیت میمیردم که زنگ زدی البته اگه هم نمیزدی خودم میخواستم بزنم دیگه
÷قربونت برم من عشقم ببخشید عشقم من باید برم بای دوستت دارم
+باش جیگر برو مواظب خودت باش عشقم بوس بهت خدافس
÷اول تو قطع کن
+نه اول تو
÷نه تو
+نه دیگه تو
÷تو عشقم
+باشه پس واقعا بای عشقم بای بای [صدای بوس کردن در اورد]
وقتی قطع کردم داشتم از خنده پاره میشدم
که یهو‌.....


خوشگلای من لطفا معرفی ای که بالای پیجم گذاشتم رو بخونید و لطفا من رو معرفی کنید که بتونم مثل قبل زیاد بشم من قبلا ۱۶۶ نفر فالوور داشتم و رحمت زیادی گذاشته بودم امت به خاطر یه بی‌شعور مجبور به زدن یه پیج دیگه شدم لطفا معرفی اون بالا رو بخون و من رو زیاد کن ، ممنونم از همراهیت💗

اسلاید دو لباس خواب ات.

بچه ها به خبر خوب تا شب مثلا ساعت ۸ و نه به هر تعداد که به فالوور ها که الان ۱۹ تا هستن اضافه بشه پارت میزارم این فیک دقیق یادم نیست اما سی و خورده ای یا چهل تا پارت داره اگه خیلیی زیاد شدیم که پارت های فیک تموم شد همه ی پارت هاب فیک رو تا آخر امشب میزارم ، به خودتون بستگی داریم تا ساعت ۹ بیشتر صبر نمیکنم
دیدگاه ها (۷)

پارت 17 رمان✨ عشق مدرسه ای ✨هیونجین: چشمکه یهو گوشی هیون زنگ...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

پارت 14 رمان💘 عشق مدرسه ای💘فیلیکس: ممنون خانم فعلا خدافظ همگ...

پارت 5 رمان🦋 عشق مدرسه ای🦋اون کسی نبود جز جون کوک دوست پسر ق...

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

پارت 10 رمان 💋عشق مدرسه ای💋ات: اه بی ادب بیا بدو هیونجین: ک...

پارت ۱۴ .من .....من ازت خوشم میاد ات در تعجب گفت چییییی تهیو...

پارت 13رمان ✨عشق مدرسه ای🇰🇷هیونجین: ملکه قلبم بغض نکن رسیدیم...

پارت 8رمان✨ عشق مدرسه ای✨هیون :باشهات ساعت رو نگاه کردات: هی...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط