{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

القلوب الممزقة أشبه بالمتاحف

القلوب الممزقة أشبه بالمتاحف
كل قطعة فيها قصة منفردة!

«قلب‌هایِ تکه تکه شده به موزه‌ها شبیه هستند هر قطعه در آن ماجرایی مجزا دارد!»

#عربیات
#ستاره_میم



دکتر قاطعانه گفته بود
"شما دو تا با هم...هرگز نمیتونید صاحب فرزند بشید..."
همه‌یِ فامیلُ این یه جمله ریخت به هم....
اون طرف یه عده آدم نشسته بودند پایِ دوختُ دوزِ زندگی ما و این طرف ما دو تا سرِ جنگ بودیم با منطق و دلِمون.... میگفت: من هیچی.... تو عاشقِ بچه‌ای.... برو پیِ زندگیت.... راحت نمیگفت ها...جون میکّندُ میگفت.... گریه می‌کردُ میگفت.... سه حرفیِ قویِ مغرورِ من زار میزدُ می‌گفت.... زن عمو دنبالِ دخترِ خوش برُ رو و کدبانـو واسِ مردِ من میگشتُ....‌ و مادرم سخت دنبالِ شــوهر دادنِ من به یه"جنتلمنِ با اصلُ نصب" بود.... یه نفر نبود محضِ رضایِ خدا طرفِ دل ما رو بگیره... یه روز‌ بعدِ همه‌یِ گریه کردنا، غصه خوردنا.... نشستم رو به روشُ گفتم: ببین مردجانِ من، ۴۰ سال دیگه جامون گوشه‌ی خانه‌ی سالمندانِ... بی بچه یا با بچه.... تصمیمِ ماست که این چهل سالُ شب‌ها کنار یه غریبه بخوابیم که فقط پدر و مادر بچه‌هامونن.... یا شب‌ها تا خودِ صبح تو تراس واسِ هم شعر بخونیمُ دل بدیمُ قلوه بگیریم.... من که میخوام چهل سالُ قربونِ عسلیِ چشمات برم....
میمونه تو....
که میخوای چهل سالُ به رقصِ خنده دارِ من تو عروسیمون بخندی.... حله...؟
_نه....
برایِ چهل سالِ خودم... من تصمیم میگیرم
که فرفری هاتُ دو تایی ببافم....یا تکی....🥹😌🙈


#عاشقانه_ستاره_باروون
#شور_شیرین_عشق
#عین_شین_قاف
#عشاق_بخوانند


#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉★
#𝑯𝒂𝒛𝒓𝒂𝒕𝒆𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉❦
#𝒋𝒂𝒅𝒐𝒐𝒈𝒂𝒓𖣘
#𝑺𝒉𝒐𝒈𝒉𝒆𝑵𝒂𝒇𝒂𝒔
دیدگاه ها (۰)

پارت ۴۲

داستان

پارت: 13 (بخش1) **زاویه دید: زین**صدای برخوردِ کارد و چنگالِ...

پارت: 29 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**می‌گن وقتی بدنت به نهایتِ...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

مربی موتور سوار

برده عمارت جئون

پارت ششم: بیداری در کابوسِ آشناچند دقیقه‌ای که از اون اتاق گ...

اومدم برا بار سوم بیوشو بدم برم رو مختون آدرین/ اوسی/ سیرک د...

رفتار سرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط