{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ٰرفت خجالت کشیدم بگویم: من هنوزم "ٰدوستت ٰدارم" حس لجبازی

ٰرفت خجالت کشیدم بگویم: من هنوزم "ٰدوستت ٰدارم" حس لجبازیم نگذاشت بگویم : "ٰ

ببخشم" غرور نگذاشت بگویم :

بمان کنار "ٰدلم" دلم نمیگذارد فراموشش کنم عقلم نمی گذارد

بگویم: "ٰبرگرد" و این وسط "ٰخدا" با این همه بزرگیش فقط "ٰنگاه" میکند..!
دیدگاه ها (۳)

سرنوشت(ویو من)بعد از صبحونه، دوباره رفتم توی اتاق.همه‌چیز مث...

وقتی دیر میای خونه (Part 3) 🖤هنوز سرم پایین بود که دستش رو ز...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "34""ویو جئون آنجلینا""یک ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۸ | «نقشه‌ی کوچی...

TEN YEARS OLD LOVE ⁴عاقلانه بود؟ باید بهش اعتماد میکردم؟ چطو...

فیک

تالار در سکوت فرو رفته بود.سوکونا روی تخت سنگی نشسته بود و ب...

جهانی میان بیداری و خوابPart 2آملیا بعد از اینکه از تخت بلند...

وقتی میخواد بهت اعتراف کنه..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط