سلام.

سلام.
این مطلب از طرف برادر عبدالزهرا ست


جریان از این قراره که امشب من و رفقا مسجد میمونیم برای یه سری کارها... اینجاهم چون وای فای داره من بهش متصل شدم. یکی از رفقای بنده گوشی من و گرفت و گفت من میرم تو لاینت..منم گفتم باشه... چند دیقه بعد گفت یه پست هم واست گذاشتم..منم گفتم حرفی نیس اشکال نداره...

مدتی بعد رفتم دیدم بچه ها تو لاین یه سری حرفا میزنن راجب من ویه سری سوالات مبهم میکنن و میگن برو تو ویسگون تو گروه سیاست.... من هم بی خبر از همه چی رفتم و....

تا این که فهمیدم رفیق ما یه پست خلاف وحدت گذاشته تو ویس منم خیلی ناراحت شدم از این کار....
درضمن هیچ گونه تهدید و اذیتی صورت نگرفته....

والبته جریانی که باعث شده بود پست من به ویسگون کشیده بشه آقای کردمن بود که من ایشون رو اد کرده بودم برای رفاقت... اما ایشون قبل از همه چی چندتا پیام داده بود و مخالفت خودشو بامن اعلام کرده بود...



میخواستم بگم اگه ناراحت شدین من ازتون عذر میخوام... یه اشتباهی بود که باعث سوتفاهم شد.

واسلام.
دیدگاه ها (۱۱)

کپشن مهم 💥سلام بروبچ چخبر ؟؟عام بروبچ خواستم بهتون یه چیزی ب...

عشق خیانت انتقام

نام رمان (عشق میان ما

صدای مهیب p21

Cruel Love پارت ۱۳ولی حرف گوش نمی‌کرد خلاصه رسیدیم خونه پرت...

اجبار به بد بختی پارت ۳

تو نمی‌دونی ولی باد لای موهات منم. اون شب که درد داری، گرمی ...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

{عشق فراموش شده}[P9]+ بله بله درسته. به همین اسمهپیرزن :خب ب...

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط