اسکیز و عروسی

بخش اول p²
#دو_پارتی
ویو سونگمین:
خب خب من 1 سال پیش با چوی جی یو ازدواج کردم و الان ا.ت کوچولومون داره ازدواج میکنه و پیش به سوی ری*دن به آقای سانهااااا لتس گووووووو مرتیکه کی بهش اجازه داد بهش اعتراف کنه هااااااا
جی یو:بریمممم
سونگمین:خوب شدم؟
جی یو:خوشتیپ ترین کسی هستی که دیدممممم
سونگمین:مرسییییی توعم خوشگلترینی
جی یو: بوس
....................
ویو جونگین:
مکنمون داره ازدواج میکنه من 5 ماه پیش با سئو یوری ازدواج کردم و الان اون... عررررررررر کوشولووووووو
یوری:*جیغ*
جونگین:*دوییدم سمت دستشویی* چیشد چیشدهههههه
یوری:موهام فرش خراب شددددد*ناراحت
جونگین:*نفس نفس زدن* ترسیدمممم
یوری:بدتر از ایننننن
جونگین:باشه باشه دیر میشه بدو
یوری:الان بهم دستور دادیییییی؟؟
جونگین: نه نه نه نههههه من غلط بکنممم خوشگلممم (بچه نون ر*ید تو خود-)
یوری:خیلی خب برو میام
.................
ویو محضر:
عاقد:خب شاهدا بیان اینجارو امضا کنن
هیونهو:اومدیم
هیونجین:آقای عاقد این دوتا مارو مجبور کردن
لینو:بله من الان پشیمونم که امضا کردم
عاقد:چیییی
ا.ت:آقای عاقد دروغ میگننننن همه شاهدن خودشون خواستنننن مگه نه؟
چان:نه...
چانگبین:من که همچین چیزی ندیدم
سونگمین:نه همه مخالف بودن
فلیکس: من که از اولش گفتم مخالفم
جونگین:منم شاهد نیستم والا
هان:منم اطلاعی ندارم
سانها:چیییی منظورتون چیهههه
جی وو:ماعم شاهدیم مخالف بودن
یوری:بله بله
یه جین:ما به زور آوردیمشون
ا.ت:ایششششش بس کنیدددددد شوخیتون گرفتهههه؟؟؟
هیونهو:*خنده*باشه باشه شاهدیم
عاقد:*خنده* پس آیا وکیلم؟
ا.ت و سانها:بلههههههه
همه:مبارکهههههههه
...............
ویو بعد عروسی:
هیونجین:هوی پارک سانها کجا
سانها:*تعظیم* هیونگ داریم میریم خونمون دیگه
هیونجین:انقد سریع دستشو میگیری؟؟
سانها:چی-
چانگبین:دستشو ول کن ببینم
سانها:چشم...
فلیکس:*با صدای بمش در گوشش* حواست باشه خطایی ازت سر بزنه من میدونم باتو
ادامه داره...
دیدگاه ها (۱۲)

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

پارت 20رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍هیونجین: باشه ویو جونگین و ات: جو...

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

My Boy❄

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

پارت 45 رمان عشق مدرسه ای ویو وقتی که میخواستند برن بیرون: ا...

پارت 36 رمان عشق مدرسه ای که رسید به جای ترسناکش ات نشسته بو...

تکپارتی جونگ کوک

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط