{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#خودمانی

#خودمانی

✍ آنقدر بی‌خیال آمدن طبیب شدیم ؛
که " فراموشی"
به عمق لحظه‌هایمان سرایت کرد!

و حالا ما مانده‌ایم و یک دنیا اضطرار ،
پشت درهایی بسته !!!
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

@ostad_shojae
دیدگاه ها (۱)

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۲۰راهروی شرقی کاملاً تاریک بود.جو...

کاش می‌شد برای لحظه‌ای، دنیا را روی دور کند گذاشت.آن‌قدر دوی...

شاید کمتر کسی باشد که در کودکی، خودش را تخلیه نکرده باشد، با...

𝑫𝒂𝒓 𝒐𝒎𝒈𝒉𝒆 𝒏𝒆𝒈𝒂𝒉 𝒕𝒐(در عمق نگاه تو)پارت𝟏𝟏...-:"ولی آخه آسمون ...

کامیل خودشو پشت یوشیرو جمع کرد حضور اون دوتا خیلی سنگین بود ...

می‌گفت:دوستی دارم که از بادکنک بدش می‌آید؛حتی از دیدن بادکنک...

*بادکنک!*🎈دوستی دارم که از بادکنک بدش می‌آید؛حتی از دیدن باد...

پارت⁴⁹ویو جونگ‌کوکوقتی برگشتیم خونه، هوا کاملاً تاریک شده بو...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p40دروازه‌های قلعه با صدای سنگینی پشت سرش...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۳۰ | «حقیقتی که پنهان مانده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط