{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

خرگوش درون ددی$

خرگوش درون ددی$
فصل : ۱$
پارت : ۱۱$

کایرا داشت از سکو پایین می اومد که کوک هجوم اورد سمتش ولب هایش رو با اشتیاق میبوسید،انگار چندین ساله تشنه بوده،کایرا ومهمون ها تعجب کرده بودن،خشکشون زده بود،حتی تهیونگ ولی یک فرقی داشت تهیونگ عصبی شده بود انگار می خواست کوکو بکشه،کایرا به خودش اومد وبامشت کوک رو از خودش جدا کرد،ویک سیلی به کوک زد،شروع کرد به اروم صحبت کردن با کوک.

کایرا : اماده باش داداشم قراره بکشتت‌.

کوک : اگه اینطوره دوست دارم هرروز به دست داداشت بمیرم.

کایرا : دیوونه من سنی ندارم!!.

کوک : سن مهم نیست میزارم بزرگ شی.

کایرا لباسش رو با دست هاش گرفت وبه سمت حیاط رفت،دقیقا از بقل تهیونگ رد شد،تهیونگ به سمت کوک رفتت.

تهیونگ : همین الان بیا حیاط.

کوک : باشه.

ویو توی حیاط

کایرا : تقصیر خودش بود،همین الان با داداشم صحبت کن،دعوا نکنید‌.

تهیونگ : چرا بوسیدیش؟؟.

کوک : چون دوسش دارم اون ماله منه!!.

تهیونگ : تو خجالت نمیکشییییی؟،جلوی برادرش ومهمونا بوسیدیش،میدونی چندسالشهههه؟؟.

تهیونگ خواست به سمت کوک هجوم بیاره که کایرا رفت جلوش وایستاد.

کایرا : داداش دستت رو زخمی نکن،بعد از مهمونی هر کاری کردید کردید.

تهیونگ : فقط بخاطر تو.

کایرا : باشه،داداشی برام اینه رو نگه میداری لیپ گلاسم پاک شده.

تهیونگ : البته.

کوک : مگه چقدر زده بودی لبام داره برق میزنه.

تهیونگ : کوک خفه شو تا نگفتم بکشنتاا.

کایرا : خیلی ممنون بریم داخل.

کوک : با من بیا.

کایرا : نه انگارخودتم کرم دارییییی!.

تهیونگ :کوک برو داخل.

کایرا :داداش ولش کن بیا بریم الان رقص شروع میشه.

ویو داخل

بلخره تایم رقص شده بود کایرا داشت نگاه میکرد تا اینکه هم کوک وهم تهیونگ دستشونو به سمت کایرا دراز کردن.

تهیونگ : نمی فهمم چرا اینقدر روداری!.

کایرا دستشو به سمت دست تهیونگ برد،چون میدونست اگه دست کوک رو انتخاب میکرد هردوتاشون چال میشدن.

همه داشتن میرقصیدن کوک هم با یک دختره میرقصید تا اینکه باید به قسمتی اومد که باید زوج هاشونوعضو میکردن ودقیقا کایرا رفت سمت کوک،میشه چهره ی عصبی تهیونگ رو تصور کرد.

کوک : به به بیبی.

کوک به سمت ترقوه وگردن های کایرا رفت ویواشکی پنج تا تا مارک براش گذاشت.

کایرا : کوک معلوم هست چیکار میکنیییییی!![سعی داره خودشو عقب بکشه]

کوک : دارم برای بچم مارک میزارم بدونن مال منی.

کایرا : ایششش داداشم اینو بیینه واقعا می کشتت‌.

دوباره باید زوج ها عوض میشد وهرکسی میرفت پیش زوج خودش‌،کایرا رفت پیش تهیونگ.

تهیونگ : گردنت چیشده؟؟.

کایرا : اممم،خوب کوک گاز گرفت.

تهیونگ : من اونو میکشم.

تهیونگ داشت رقص رو ول میکرد که کایرا سفت تهیونگ رو گرفت.

کایرا :داداش مهمونی زود تموم میشه صبر کن‌.

گاهی وقتا یک شب تبدیل به بزرگ ترین جرقه زندگیت میشه✨
شرط ها:

لایک : ۶
بازنشر : ۲
کامنت : ۴
دیدگاه ها (۲)

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۱۲$تهیونگ : خیلی پرو شده باید ...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۱۰$کایرا به سمت تهیونگ رفت.[ما...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۹$جشن تولد تهیونگ یک جشن عادی ...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۵$کایرا : راستی داداش!!.تهیونگ...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۷$کایرا شروع کرد به درست کردن ...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۶$کایرا : خب بریم سوارشیم.کوک ...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۳$کوک لباس رو پوشیدکوک : تموم ...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۲$خرگوش رو برداشت گذاشت روی تخ...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۱$ویوکایراامروز باصدایی مامانم...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۴$چند دقیقه بعد زنگ خور کایرا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط