{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بریم ؟؟

بریم ؟؟
لتس گو

ویو «ا/ت»
به بار که رسیدم من از ماشین اومدم بیرون و یونا رفت تا ماشینو یه جای امن پارک کنه ، یونا اومد باهم رفتیم داخل ....
بوی و مشروب و سیگار ترکیب شده بودن ، باعث شد که به سرفه بیوافتم ...
یکم بعد عادت کردم رفتیم سمت یه میز چهار نفره نشستیم که گارسون اومد:
(علامت گارسون@)
@سلام ، خیلی خوش اومدین چی میل دارین ؟
&من یه ویسکی ۴۰ درصد
+من به ویسکی ۱۰۰ درصد
@چشم
گارسون رفت که نگاهم رفت روی یونای که دهنش اندازه ی مثل چی باز مونده بود و چشمای که اندازه توپ تنیس شده بود ،وااااااا چرا اینجوری شده ، دستمو جلوش تکون دادم:
+یونا ....یونااااا......یونااااااااااا(داد)
به خودش اومد:
&ها چیه ؟
+چرا اینجوری مثل ندید بدید ها نگاه موکونی منو به مولا که ریدم به خودم
&باوا دختر چه خبرته این همه بخوری که میمیری
+نترس عشقم هیچیم نمیشه
&اگه یه غلط کردی دیگه تقصیر من نیست اوک
+بش عشقم حالا حرص نخور پوستت چروک میشه هیچکی نمیگرتت هاااا ترشیده میشی ....(همینجوری داشتم حذف میزدم که نگاهم به یونای که داشت از گوشاش دود میزد بیرون چرخید یاخدا چرا اینجوری می‌کنه بهتره دیگه هیچی نگم تا اینجا جرم نداده)
دیگه به یونا نگاه نکردم سرمو چرخوندم که .....
دیدگاه ها (۲)

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

مهمونی خطرناک پارت=4ویو اتبادیگاردا ماشین رو آوردن ، سوار ما...

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۸پیامک اومد دیدم ریچارده زدم روش عرر برنده شدم از خوشحا...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

part 56کیم ویصدای در اومد همینکه یونا وارد شد همه با اهنگ تو...

سلام داداشا

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

تکپارتی𝕁𝕀𝕄𝕀ℕ ♥🍷شخصیت ها: جیمین. لیا. کیا. یونگی. ادمین: امید...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵²چند ساعت بعد...ویو: اتشب شده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط