سناریو:

سناریو:
وقتی از سرکار میان و میبینن داری آشپزی میکنی

نامجون: *میاد و دستشو دور کمرت حلقه میکنه*

جین: از کی تاحالا یاد گرفتی آشپزی کنی؟

شوگا: *میترسونتت و باعث میشه دستت رو بسوزونی*

جیهوپ: *میاد و موهاتو نوازش میکنه*

جیمین: *گونه‌ات رو میبوسه*

تهیونگ: چه عجب ا/ت داره آشپزی میکنه

جونگ‌کوک: *میگه خوراکی گرفتم امشب فیلم ببینیم*

#سناریو
دیدگاه ها (۰)

سناریو بی تی اسوقتی بغلشون میکنی وا پاتو دور کمرشون حلقه میک...

« فقط پیش تو »بعد از شام، ا.ت ظرف‌ها رو جمع کرد و به آشپزخون...

پارت ۲۵

P21۲روز از روزی که آچا و سوسی باهم دیدار کرده بودن می‌گذشت،د...

Forbidden love⑥کوک: بیا یه لحظها/ت: باید برمبی‌اغتنا به حرفش...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

چندپارتی جونگ کوک

سناریو🥂

دوپارتی اسمات درخواستی از جیناسمات از جینا،ت ویوجین بعد از ۳...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط