hadi604
۵۸
پسند
من ...
من ...
روز خویش را ...
با آفتاب ِ روی تو ...
کز مشرق ِ خیال دمیده است ،
آغاز می کنم !!
من
با تو می نویسم و می خوانم ؛
من
با تو راه می روم و حرف می زنم ؛
وز شوق ِ این محال
که دستم به دست توست ،
من
جای راه رفتن ...
پرواز می کنم !!
(فریدون مشیری)
دانلود
۳.۷k
۲۳ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (
۲
)
من...روز خویش را..با آفتابِ رویِ توکز مشرقِ خیال دمیده است ...
💖🎋... گاهی میانِ خلوتِ جمع،یا در انزوای خویش،موسیقیِ نگاهِ ت...
از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...
𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته میشوند تا بفه...
گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطرهای...ف...
˚୨୧⋆د؏ـوﺕﻧﺎﻣـهی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۰ پارتچند دقیقه گذشت.....
وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و... p29 ویو ا.تنور آفتاب ا...
وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران
پارت: 28 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آدمها همیشه یه الگوی رفت...
پارت ۵ 🎀ویو آلیاصبح، چون عادت داشتم ساعت پنج بیدار بشم، چشم...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین