p9

p9

اهنگ:SG

فیک ویژه

_________________________________________________________

عسل:*داره ماجرای سوهو رو میگه به علاوه اون شب*
نامجون:*واقعا یه ادم تا چه حد میتونه عوضی باشه...*
نامجون: نگران نباش نمیزارم نزدیکت شه یا حتی باهات حرف بزنه...خودم درستش میکنم
عسل:*هق هق*
نامجون:*عسل رو ارام بغل کرد* (ادمین :کثافت خر شانس!)

*5 دقیقه بعد*
نامجون: الان بهتری؟
عسل: اوهوم*سرشو تکون داد*
نامجون: بهرته بریم تا شایعات قورتمون ندادن

*طبقه پایین توی سالن اصلی*

نامجون: *رفت برای عسل آب بیاره*
عسل:....
نامجون: بیا یکمی از این اب بخور
عسل: مم...ممنونم
نامجون:*لبخند آرمی کش!*

* * * * * * *

1: وایی خدااااا چقدر بهم میان عرررررر*ذوق زده*
2: کاملا باهات موافقم ولی لعتنی بنظرت بچشون چه شکلی میشه؟
1: وایییییی منتظر اون موقعم....
سوهو: ببخشید خانوما درمورد کی حرف میزنین؟
1: اهم .... دمورد رئیس های جدید شرکت...
سوهو: اها ....ممنون*رفت*
سوهو: باید بگم این اتفاق هیچ وقت نمیوفته *زمزمه*

*10 دقیقه بعد*

نامجون: الان بهتری عسل؟
عسل: اره... نظرت درمورد شرکت چیه؟
نامجون: ظاهرا تو بیشتر از مشتاق میزنی*خنده*
عسل : نه اینجور نیست..... فقط کنجکاو بودم...*با انگشتاش بازی میکنه*
نامجون: *واییی خدا چرا انقدر کیوتهههههه........ وایسا بینم .. یلحظه چی شد؟(یکی زد تو گوشش)*
عسل: ؟
نامجون: چیز خاصی نیست...فقط...
سوهو: سلام!
عسل:*نه دوبار عنتر رو دیدم*
نامجون: سلام*نیمه سرد*
سوهو: هان سوهو هستم وارث بعدی شرکت سرگرمی *** *با نمی دست داد*
نامجون: خوشبختم...فک کنم نیازی به معرفی نباشه...
سوهو: نیازی نیست*پوزخند محو*
سوهو: خوشحالم دوباره میبینمتون خانوم عسل*میخواست دست عسل رو بگیره که عسل پسش میزنه*
عسل: همچنین...(کثافت عنتر با اون کلت که شبیه قارچه هیچم خوشحال نیستم....ایششش)
نامجون: شما همو از کجا میشناسین؟
سوهو: یه عش...
عسل: سوهو یکی از دوست های قدیمیه منه*روبه نامجون*
نامجون: واو....پس فک کنم بدونید که منو عسل توی رابطه ایم....

________________________________________________________
ادمین :پارت 10 رو قردا میزارم بمونین توی خماری بای بای
دیدگاه ها (۲۶)

#برادر ناتنی من

Why Did I Fall in Love with You?P²³ | چند روز بعد – شرکت دوه...

پارت سوم ویو ات ساعت ۱ خورده ای بود که الا اومد توی دفترم ال...

### پارت ۵: طوفان در اتاق کارسرمای اتاق کار جونگ‌کوک، با ورو...

★دوست بچگی...p²توی حیاط بیمارستان قدم می‌زدیم...پرسید:"شغلت ...

پارت ۳۲پیتر :چته روانی هستی تو؟جونگ کوک:اگه یه بار دیگه اسم ...

دروغ شیرین:) پارت ۱۶.

مربی موتور سوار

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p36ویو ا.تکنار تخت نشسته...

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟥𝟥𝟣 سال و 𝟨 ماه بعد.𝟣 و نیم سال گذشت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط