شماره ۷ ازمایشگاه

شماره ۷ ازمایشگاه

فصل ۳ پارت ۱۲

ویو دامیان

پنجره رو باز کردم که دیدم یکی پرید تو اتاقم

چون فقط نور شب خواب روشن بود نتونستم خیلی خوب ببینمش

یا ابالفضل این دیگه چیه؟خدا رحم کنه

دامیان:تو کی هستی؟

کارلوس هم فاز ابر قهرمانی میگیره و مثل بتمن میاد بیرون و میگه:سلام بابا

خلاصه دامیان گرامی را داریم که غش کرده

ویو انیا

میخواستم به خواب ابدی برم که با صدای پنجره از خواب پاشدم و یه چند تا فحش به نمیدونم چیا دادم

پنجره رو باز کردم که یکی پرید داخل یه دختر بود و گفت:سلام مامان

انیا:وادف؟

لارن انیا رو بغل کرد و اینجا انیا رو داریم که مونده این کدوم خریه!😂

خلاصه لارن از انیا جداشد و سیر تا پیاز ماجرا رو براش گفت و برای اثبات تو ذهنش با انیا حرف زد و انیا هم باور کرد و خوشحال بود یه ماجرای حسابی در راهه

بقیه هم همینطوری بودن فقط رز و رایان هردو غش کردن

خلاصه بچه ها امشب و پیش ننه باباشون به سر بردن

ویو دامیان صبح

خمیازه ای کشیدم و پاشدم و با دیدن یکی که پیشم خوابیده یاد ماجرای دیشب افتادم و سریع از تخت شوتش کردم پایین(بعداز اینکه دامیان غش کرد بیدار نشد که کارلوس اونو برد رو تخت و اخرش خودشتم پیشش خوابش برد)

کارلوس با ترس بیدار شد:چیشده؟اخروالزمانه؟من کجام؟تو کی ای؟

دامیان:من باید اینو بپرسم خودت کی ای که نصفه شبی مثل دزد میای خوابگاهم

کارلوس:واقعا که به توهم میگن پدر

دامیان:منکه هنوز بچه ندارم

کارلوس:پس من چیم؟لولوخرخرم؟

خلاصه کلی دعوا میکنن و کارلوس اخرش همچیو به دامیان میگه

اکیپ اینده میرن پیش گوردان تو این مدرسه ثبت نام میکنن و خوابگاه میمونن

در این هین اینده(زمان انیای بزرگ)

انیا:یعنی اونا کجان؟

دامیان:اروم باش پیداشون میکنیم

ذهن انیا:نکنه دزدیدنشون؟نه بابا لارن یه پا جنگجوعه برا خودش
نکنه سگ خوردتشون؟نه نه بس کن انیا نباید بزاری ذهن مامان روت تاثیر بزاره(یور زمانی که انیا با باند و اشنا شد همچین فکرایی میکرد فکنم فصل اول قسمت ۷٫۸ یا ۹ بود
دیدگاه ها (۰)

پارت۱۵ انیا : بیا بریم دیگه دیر شد دامیان : اوکی من میرسون...

عشقی حقیقی

P16F2که انیا یه ان از خواب پرید ویو انیایعنی همش خواب بود😲هم...

P28بعد از ورزش زنگ خونه خورد انیا تو راه خوابگاه بود که در ا...

راز هایی که مارا کنار هم آوردند=پارت۲چند روز گذشتلوید و یور ...

آوای شبپارت ۱۷ویو دامیانهاا من اینجا چیکار میکنم ؟ چییی انیا...

زندگی جدید فصل2نویسنده الان یک هفته از اون اتیش سوزی گذشته و...

عشقی حقیقی

عشقی حقیقی

P6ویو نویسنده الان دو روز گذشته و امروز قراره کل مدرسه برن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط