یونگی ویو

یونگی ویو
اومدم نشستم دیدم اون دختره ا/ت با دهن باز بهم خیره شده بود گلومو صاف کردم تا به خودش بیاد اونم سریع خودشو جمع و جور کرد . دیگه رئیس کمپانی خیلی داشت چاپلوسی می کرد منم دیگه حوصله ی حرفای میخره ی اونو نداشتم پس گفتم(علامت یونگی:¥)و(علامت رییس کمپانی:@)و(علامت ا/ت &)
¥خب بیشتر از این وقت رو تلف نکنیم و من قوانین کارم رو بهتون بگم
@عاااا بله بله بفرمایید
¥اه خب قانون اول من از دخترای لوس خوشم نمیاد قانون دوم دلم نمی خواد کمپانی تو کارم دخالت کنه و قانون سوم ایم فقط یه همکاریه دلم نمی خواد شایعات الکی پخش کنید و آخرین قانون اینه که نمی خوام وقت و بی وقت بگید که کارتون کی آماده میشه ما باید یه کار خوب تحویل بدیم . شما با این قوانین مشکلی ندارید؟
@ نه نه هیچ مشکلی ندارم
¥فک نکنم شما باید با قوانین من موافقت کنید تصمیم آیدلتون مهمه
&اع نه من با قوانین شما هیچ مخالفتی ندارم
¥خوبه
@آفرین دخترم

ا/ت ویو
یه لبخند فیک تحویل رئیس کمپانی دادم
داشتم به قوانین مین یونگی فکر می کردم که با صداش به خودم اومدم

¥اومم پس خانم جانگ فردا صبح ساعت ۹ صبح شمارو تو دفترم میبینم

&اوو بله فردا صبح میبینمتون

پاشدیم و با خوشحالی از دفتر اومدیم بیرون خیلی خوشحال بودم چون میتونستم با کار کردم با مین یونگی حسابی خودمو بکشم بالا
دیدگاه ها (۰)

سناریو میتسویا پارت ۲

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

سرنوشت پارت (۱۲)

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

همسر غیره منتظره

سناریو کنما تک پارتی

عشق بی پایان

رمان :«استاد من»پارت «اخر»(تابع قوانین ویسگون)ویو «ا/ت»با کا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط