{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

- دیدی بعضی وقتا از شدت درد نمیتونی حتی اون درد رو توضیح

- دیدی بعضی وقتا از شدت درد نمیتونی حتی اون درد رو توضیح بدی؟!
هر چی فکر میکنی نمیتونی به چیزی تشبیهش کنی .
هی میای حرف بزنی بگی آقا چیزی ازم نموند زیر این درد اما هر دفعه لال میشی ؛
فقط میدونی باید بری .
یه جوری بری که هیچی ازت هیچجا نمونه .
یه جوری بری که همه یه روزی یادشون بره تویی وجود داشت . .
یه جوری بری که فقط خودت باشی
و خودت فقط خودت بمونی و خودت .
دیدی حتی نمیتونی بری :))!🪂'🌙

#باران_خسروی
دیدگاه ها (۰)

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

وقتی جونگ کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

برده عمارت جئون

پارت: 6 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ناگهان، پله‌ی فلزی زیر پای ...

وقتی دابمسش گرفتی ولی... 🤍✨(the last part 🫠🐾)ویو تهیونگ داشت...

فصل دومپارت بیست و یکم | حقیقتی که پنهان ماندلیانا نمی‌دانست...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆ران ☆‌_جذابیت بیش از حدد...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط